مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٨ - نکته ٢
الف. در بحثهای ما میان «ماده» و «علت مادی» فرق است و آن این است که مرکبی که از «ماده» و «صورت» ترکیب یافته، جزء مادی آن نسبت به جزء دیگر صوری «ماده» است که صورت را میپذیرد و نسبت به مجموع مرکب (ماده و صورت) «علت مادی» است که مرکب در وجودش نیازمند اوست ولی در صورت اوّلی «صورت» نیازمند «ماده» نیست بلکه ماده بیصورت نمیتواند وجود داشته باشد.
ب. در عین حال- چنانکه مشهود است- که ما گفتگوی فلسفی خود را با تسلیم اصل مسلّم علوم مادی که «اجسام مرکب از ذرات بسیار کوچکی به نام ماده اجسام میباشد» ادامه میدهیم چون علوم مادی برای این ماده عمومی فعلیتهای چندی اثبات کردهاند ما نیز ناچاریم از روی قانون علیت و معلولیت عمومی- چنانکه در «علت فاعلی» گفتیم- مادهای بسیطتر از این ماده مفروض که ما در بحثهای خود به این ماده نام «مادة المواد» و «هیولی» میدهیم اثبات نماییم.
[١]. از آنچه قبلًا بیان شد معلوم شد که «ماده» در اصطلاحات فلسفی به آن چیزی گفته میشود که صورت و فعلیتی را بپذیرد. در اصطلاحات عرفی نیز به معنایی مشابه با اصطلاح فلسفی به کار برده میشود و معمولًا انسان اگر به یک امر مصنوعی یا طبیعی بر بخورد که دارای فایده و خاصیت معین است فورا میپرسد که «ماده این چیز چیست؟» یعنی این چیز از چه ساخته شده و به این صورت در آمده است؟ مثلًا انسان میپرسد که ماده نمک طعام یا ماده دندان یا استخوان چیست؟ یا آنکه میپرسد ماده کاغذ یا لاستیک یا نایلون چیست؟ در همه این سؤالات مقصود این است که آن چیزها که استخوان یا کاغذ یا لاستیک از آنها ساخته شده و به عبارت دیگر آن چیزهایی که در شرایط معین حالت و صورت استخوانی یا کاغذی پیدا کرده چیست؟
در پاسخ این گونه سؤالات عرفی انسان معمولًا به ذکر همان اموری که از ترکیب آنها جسم مورد سؤال ساخته شده قناعت میکند، مثلًا میگوید «نمک طعام از دو عنصر یکی به نام «کلر» و یکی به نام «سدیم» ساخته شده» و یا میگوید «استخوان از یک جزء آهکی و یک جزء دیگر به نام اسئین ساخته شده» و طرف هم به همین مقدار قانع میشود، ولی ممکن است که آن چیزهایی که در مورد سؤال ما نسبت به شئ مفروض ما ماده و مایه فرض شده خود نیز به نوبه خود مجموع مرکبی از ماده و صورت بوده باشند یعنی ممکن است که آنها نیز از اجتماع چندین ماده بسیطتر و سادهتر که