مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠ - مقاله اوّل فلسفه چیست؟
که تأمل کنیم خواهیم دید که یک یا چند موضوع را مفروض الوجود گرفته و آنگاه به جستجوی خواص و آثار وی پرداخته و روشن میکند. هیچیک از این علوم نمیگوید فلان موضوع موجود است یا وجودش چگونه وجودی است، بلکه خواص
سایر علوم مورد گفتگو قرار میگیرد فرق نمیگذارند و از این رو حل یک مسأله فلسفی را از علوم دیگر انتظار دارند و یا مسألهای را که مربوط به علوم دیگر است جوابگویی آن را از فلسفه میخواهند، و عده دیگر بین اسلوب فکری که در فلسفه مورد استفاده قرار میگیرد (اسلوب قیاس عقلی) و اسلوب فکری که در سایر علوم مخصوصاً طبیعیات (اسلوب تجربی) از آن استفاده میشود فرق نمیگذارند و انتظار دارند مسائل دقیق و عمیق فلسفه را که جز با براهین مخصوص عقلی نمیتوان کشف کرد در زیر ذرهبینها یا لابلای لابراتوارها پیدا نمایند.
ولی با بیانی که در متن شده و توضیحاتی که داده میشود این ابهام رفع میشود و آن انتظارات بیجا نیز خود به خود از بین میرود.
لفظ «فلسفه» که ریشه یونانی دارد سابقاً به یک معنای عام گفته میشد که شامل جمیع معلومات نظری و عملی بود و تقریباً با لفظ «علم» مرادف بود. در میان دانشمندان ما هم همین اصطلاح جریان داشت لکن اخیراً از زمانی که در پارهای از علوم، اسلوب برهان و قیاس عقلی جای خود را به اسلوب تجربی داد، در اصطلاح دانشمندان لفظ «علم» و «فلسفه» هر یک به معنای جداگانه گفته میشود.
و باید در نظر داشت که اصطلاحات دانشمندان جدید نیز به حسب اختلاف نظرها و مسلکهایی که در باب فهم و عقل انسان و حدود توانایی قوای مدرکه دارند فرق میکنند.
معمولًا آنان که هم اسلوب تجربی و هم اسلوب برهان و قیاس عقلی را صحیح و معتبر میدانند به آن رشته از مسائل که محصول تجربیات بشر است «علم» میگویند و به آنها که صرفاً جنبه تعقلی و نظری دارد «فلسفه» میگویند.
و چون حکمت اولی- که سابقاً یکی از شعب سه گانه فلسفه نظری شمرده میشد و دانشمندان قدیم آن را از آن جهت که کاملًا تعقلی و نظری بود «فلسفه حقیقی» و از آن جهت که در اطراف کلیترین موضوعات یعنی «وجود» بحث میکرد و مشتمل بر کلیترین مسائل بود آن را «علم کلی» و از آن جهت که یکی از مسائل آن،