مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - نکته ٢
میان افکار و ادراکات نیز حالی نظیر این حال بیتردید میبینیم چنانکه قضیه «چهار از سه بزرگتر است» با خارج ماده وفق میدهد ولی قضیه «سه از چهار بزرگتر است» این وفق را نمیدهد و فکر و ادراک را به ملاحظه پیدایش این دو صفت،
معروف را (در یک رودخانه دو دفعه نمیتوان وارد شد) از هراکلید نقل میکند میگوید:
«هراکلید متوجه تأثیر مفهوم جریان در مفهوم رودخانه شده است.»
ولی حقیقت این است که هیچیک از حکمای قدیم یونان و حکمای دوره اسلامی و حکمای جدید اروپا در این قسمت با طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک شریک نیستند.
از دانشمندان جدید اروپا فقط هگل (نیمه دوم قرن هجدهم و نیمه اول قرن نوزدهم میلادی) را میتوان نام برد که چنین عقیدهای داشته است، و از دانشمندان دوره اسلامی تنها محقق جلال الدین دوانی (قرن دهم هجری) عقیده خاصی در باب علم دارد که همین نتیجه را میدهد. اشتباه اساسی ماتریالیسم دیالکتیک هم همین جاست.
این آقایان گمان کردهاند که اگر یک مفهوم، حقیقت و مطابق با واقع باشد باید خاصیت مصداق خود را داشته باشد و چون مصداقهای خارجی خاصیت تکامل و تأثیر متقابل را دارند عین این دو خاصیت باید در مفاهیم ذهنی موجود باشد و الّا با واقع مطابق نخواهند بود، غافل از اینکه اگر بنا شود مفهوم، خاصیت مصداق خود را داشته باشد باید تمام خاصیتهای او را داشته باشد و در این صورت این مفهوم، مفهوم شئ خارجی نیست بلکه خود یک واقعیتی است در عرض آن واقعیت و سایر واقعیتهای طبیعت.
کسانی که به منطق و فلسفه قدیم- که این آقایان آنها را کهنه و جامد میخوانند- آشنایی دارند میدانند که در مبحث معروف «وجود ذهنی» که از غامضترین و پیچیدهترین مسائل است، شبهه معروفی هست که اساس آن شبهه با این اشتباهی که ماتریالیسم دیالکتیک در باب حقیقت دچار آن شده است یکی است. آن شبهه این است: اگر عین ماهیت معلوم در ذهن موجود شود یعنی اگر مفهوم ذهنی، حقیقت و مطابق با واقع باشد ناچار باید تصورات ذهنی مصداق ماهیت معلوم باشند و قهراً تمام خواص و آثاری که سایر مصادیق دارند داشته باشند؛ مثلًا اگر یک جوهری از جواهر یا