مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٧ - نکته ٢
مراد از سیلان و جریان و تغییر و تبدل تدریجی همین است و چنانکه گفته شد امکان و فعلیت در اینجا به هم آمیخته شده، اجزای مفروضه حرکت هرگز با هم در یک لحظه جمع نمیشوند.
توسعه مفهوم حرکت
مفهومی را که از برای حرکت به دست آوردیم اگر چه در مورد حرکت مکانی جسم بود ولی پس از کمی دقت میتوان حکم کرد که در همه موارد حدوث تغییرات جسمانی که ما آنها را به عنوان «تغییر در احوال جسم مادی» میبینیم و وصف «وحدت» به آنها میدهیم مفهوم «حرکت» صادق است مانند بالا رفتن سطح حرارت و سطح روشنایی و بوی و تغییر رنگ و بزرگ شدن حجم یک جسم و اشتداد جذب و مقاومت اجسام و بالأخره هر تغییری که میتواند صفت و حال جسمی قرار گیرد.
اگر بتوانیم در همه یا در هر کدام از اینها وحدت واقعی اثبات کنیم مفهوم حرکت به تغییر تدریجی وی قابل انطباق خواهد بود.
پس در نتیجه باید گفت که: «هر تغییر تدریجی که برای جسم در یکی از صفات و احوالش دست میدهد حرکت است» ١. همچنین با تأمل کمی میتوان دریافت که
از نحوه وجود شئ متدرّج الوجود». به عبارت دیگر: «حرکت تدرّج وجود است». این تعریف فقط روی اصل اصالة الوجود است و بنابر اصالت ماهیت چنین تعریفی ممکن نیست و حقیقت این است که حرکت جز با اصالة الوجود قابل تفسیر و توجیه و تعریف نیست.
درباره حرکت تعریفات زیادی شده است (رجوع شود به طبیعیات الشفاء چاپ قدیم تهران صفحه ٣٥ و به جلد اول اسفار چاپ قدیم ص ٢١٥). بهترین و جامعترین تعریفات همین تعریف است. صدرالمتألّهین خود در فصل مربوط به تعریفات حرکت از این تعریف یاد نکرده است ولی از ضمن کلماتش در بیان ماهیت حرکت این تعریف کاملا به دست میآید.
[١]. تغییرات و انتقالاتی که برای اشیاء این عالم رخ میدهد منحصر به تغییرات و انتقالات مکانی نیست. تغییرات کیفی و کمّی و وضعی و جوهری نیز وجود دارد مانند