مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٨ - نکته ٢
از این احوال و شرایط پابند جای ویژه خویش بوده و پس و پیش نخواهد شد. پس در حقیقت علت مفروضه با اجزاء تدریجی که دارد از وجود معلول خودش جدا نشده و مجموع علت که به معلول نسبت داده میشود هیچیک از اجزاء خودش را گم نکرده زیرا بدیهی است که هر یک از اجزاء در جای خود محفوظ میباشد.
وجود ندارد بلکه علت هر چیز مجموعهای از حوادث متعدّدهای است که در طول زمان واقع میشود. این گونه حوادث که اجزای علل شئ میباشد بقای آنها در بقای معلول شرط نیست بلکه ممکن است بعضی به همراه معلول باقی باشند و بعضی باقی نباشند و البته با پیدا کردن آن قسمت از اجزاء علل که موجود است سایر اجزاء را میتوان به دست آورد و این خود دلیل است که بقای علت تامّه (تمام اجزاء علل) در بقای معلول شرط نیست.
پاسخ:
این گونه حوادث طولیه زمانیه که وجود معلول مشروط به وجود قبلی آنهاست همانهاست که بهتر است به نام «شرایط و معدّات» نامیده شود نه به نام علت.
مثلًا سنگی که حرکت میکند و مسافتی را طی مینماید، تا تمام نقطههای وسط را طی نکند محال است که به نقطه آخر برسد. و همچنین هر نقطهای را که فرض کنیم، رسیدن به آن نقطه قبل از رسیدن به نقطههای قبلی محال است؛ یعنی پیمودن بعضی از قسمتهای مسافت شرط رسیدن و پیمودن برخی دیگر از قسمتهای مسافت است. ولی پیمودن و رسیدن به هیچ قسمتی را نمیتوان به عنوان علت محرکه آن جسم در قسمت دیگر شناخت بلکه علت محرکه که همه جا همراه حرکت هست همانا آن نیرویی است که جسم را در مسیر معینی میراند. بنا بر اصل تحول و تکامل جوهری و ذاتی موجودات طبیعت، هر موجودی از موجودات طبیعت در مراحل وجودی خود همواره حالت همان سنگی را دارد که در جریان طی مسافت است و گذشتن از مرحله قبلی شرط عبور از مرحله بعدی است و در عین حال آن نیرویی که سیر تکاملی موجودات را مباشرت میکند نیروی باقی و لایزال دیگری است.
علیهذا این شرایط و معدّات که به منزله مراحل و منازل عبور یک شئ است و احیانا به نام «علل» نیز خوانده میشوند وجودشان شرط وجود معلول است ولی نه به طور مطلق بلکه به طور نسبی یعنی وجود هر یک از آنها در یک مرحله