مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٥ - نکته ٢
اشکال
درست است که جستجو از معدوم وجه ندارد ولی در این موارد، علت مرکب بوده و پیوسته دارای اجزائی است که برخی از آنها موجود و برخی معدوم میباشد و ما با پی بردن به اجزائی که هنوز موجودند به اجزاء مربوطه دیگر نیز پی میبریم جز
کردهاند و برخی از آن براهین در عین اینکه طرفداران اصالت وجود به آنها اعتماد کردهاند بوی اصالت ماهیت میدهد و ما برای دوری جستن از اطاله از بحث و انتقاد در آن براهین صرف نظر میکنیم و چنین گمان میکنیم که آنچه در بالا گفته شد بهترین و سادهترین راهی است که تاکنون بیان شده است؛ و به هر حال این مطلب از مهمترین مسائلی است که در مباحث الهیات که در مقاله ١٤ خواهد آمد مورد استفاده قرار میگیرد.
د. «علت» در اصطلاحات فلسفی غالبا به همان معنا اطلاق میشود که در بالا تعریف شد یعنی «وجود دهنده شئ» ولی گاهی به معنایی اعم از این معنا اطلاق میشود و آن عبارت است از «مطلق چیزهایی که شئ در وجود یافتن خود محتاج به آنهاست». اگر علت را به معنای اعم اطلاق کنیم شامل معدّات و شرایط وجود شئ نیز میشود همان طوری که اگر معلول مرکب باشد شامل اجزاء تشکیل دهنده واقعیت وی نیز هست چنانکه اگر قائل به «علت غائی» باشیم شامل آن نیز هست زیرا درباره هر یک از شرایط و معدّات و همچنین درباره غایت و همچنین درباره هر یک از اجزاء تشکیل دهنده واقعیت شئ صادق است که گفته شود وجود شئ محتاج به آنهاست.
ولی تعریف اولی که عنوان «وجود دهندگی» در آن اعتبار شده بر شرایط و معدّات و همچنین بر غایت و بر اجزاء تشکیل دهنده واقعیت شئ صادق نیست بلکه تنها بر آن چیزی صادق است که اصطلاحا «علت فاعلی» خوانده میشود. اینکه در بالا گفته شد که معلول حدوثا و بقائا نیازمند به علت است همان «علت فاعلی» در نظر گرفته شده و برهانی که در بالا اقامه شد، همان طوری که واضح است، تنها شامل علت فاعلی است و این برهان شامل شرایط و معدّات و همچنین غایت و اجزاء تشکیل دهنده واقعیت شیء مرکب