مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٢ - نکته ٢
و نیز به ثبوت رسانیدیم که ما برخی از آنها را با واقعیت خودشان (با حذف و اسقاط منشئیت آثار) بی واسطه و برخی دیگر را به واسطه آنها ادراک مینماییم.
و نیز میدانیم که بخش نخستین با مشترکات و مختصات به ما معلوم میباشد به طوری که میتوانیم میان مشترکات و مختصات آنها با دلیل تمیز بدهیم و سپس تألیف کرده و خود مرکب را به دست آوریم و همچنین میتوانیم آنها را به وسیله خواص نزدیکشان بشناسیم.
و نیز میدانیم تا به موضوع یقین پیدا نکرده و مجهول بماند نمیتوان حکمی برای وی تشخیص داد.
از این مقدمات چهار گانه نتیجه گرفته میشود که تنها راه برای روشن شدن معلومات فکری این است که برای موضوع قضیه، مهیت حقیقی به دست آید و اگر نتوانستیم یا نخواستیم (حداقل) معرّفی که مشتمل نزدیکترین خواص وی بوده باشد اخذ شود ١؛ و چگونه وجدان فطری یک متفکر کنجکاو میپذیرد که در احکام
[١]. منطقیین میگویند مجموع آن چیزهایی که انسان درباره اشیاء میخواهد بفهمد و از خود میپرسد و پاسخ آن را میجوید در چند قسمت کلی خلاصه میشود و تمام مسائل علمی و فلسفی پاسخهایی است که به این چند قسمت کلی و به اصطلاح به این چند پرسش فکری داده میشود و آنها از این قرارند:
الف. سؤال از «چیستی» یا از ماهیت شئ؛ یعنی هر چیزی که نظر انسان را جلب کند و مورد توجه قرار گیرد انسان میخواهد آن را بشناسد و بداند که آن چیست و دارای چه مشخصاتی است و امتیاز آن چیز از سایر اشیاء چیست. در مقام پاسخ به این سؤال است که در مقام تعریف اشیاء بر میآیند و کوشش میکنند برای هر چیزی تعریف کامل (جامع و مانع) ذکر کنند و چنانکه میدانیم مبحث «معرّف» در منطق راهنمای همین جهت است.
ب. سؤال از «هستی» یا از وجود شئ؛ یعنی سؤال از اینکه آیا این چیزی که من درباره آن فکر میکنم واقعاً وجود دارد یا امری موهوم است؟ و همچنانکه در مقاله ١ گفته شد پاسخ این سؤال را فقط فلسفه میتواند عهدهدار شود.
ج. سؤال از «چگونگی» و احوال و خصوصیات شئ؛ یعنی سؤال از اینکه آن شئ که من درباره آن فکر میکنم دارای چه احوال و عوارض و خصوصیاتی است؟ و همچنانکه در مقاله ١ گفته شد متکفل بیان این جهت «علوم» است و هر علمی به