مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - نکته ٢
موقع ادراک) حتی یک جمله را نمیخواهیم انکار نماییم، چیزی که هست نظر این دانشمندان را به مثالی که در آغاز مقاله و دو نظری که در ذیل آن آوردیم باید جلب کرد و پرسید که این بیان کدامیک از دو نظر نامبرده را میتواند تأمین کند؟ زیرا نظر دوم به فکر و ادراک قابل انطباق نیست. بسیار شگفت آور است، این دانشمندان «مورد نزاع» را از بیخ فراموش کرده (البته این فراموشی به فراموشی عمدی نیز بی شباهت نیست) و مورد قبول و تسالم را هی به رخ خصم میکشند ١.
کسی نمیخواهد بگوید هنگام ادراک در انسان خواص مادی مربوط موجود نمیشوند.
کسی نمیخواهد بگوید جانوران زنده و من جمله انسان هنگام ادراک و فکر، سلسله اعصاب یا مغز را به کار نمیاندازند (و اگر کسی بگوید نفس بعد از مفارقت بدن باقی و به ادراکات خود ادامه میدهد سخنی است که اساساً دخلی به این گفتگو ندارد چنانکه خواهد آمد ان شاء اللّه).
ولی این حقیقت را نیز نمیشود نادیده انگاشت که ادراکات و افکار پهناور ما با اینکه هیچکدام از خواص ضروری ماده را- مانند اجزاء، انقسام، تحول، شخصیت- ندارند چگونه میتوانند مادی بوده باشند و چگونه میتوان گفت؟ مگر ما هر حقیقتی را با خواص ضروری وی اثبات نمیکنیم؟
گذشته از این اگر راستی مدرک یا ادراک ما همان لکههای سیاه و سفید عکسی بود (مطابق نظر دوم مثال صدر مقاله) که در چینهای مغز یا لاهای اعصاب مرتسم میشوند چگونه میتوانستیم این واقعیتهای خارجی را توی آنها پیدا کنیم یا از یک راهی به آنها پی ببریم ٢؟ چنانکه منظرهای را که عکسی با همه خصوصیاتش نشان
[١]. رجوع شود به پاورقی صفحات ٧٥- ٧٩.[٢]. در خاتمه مقاله دوم صفحات ٦٢- ٦٤ این مطلب گذشت که مطابق نظریه مادیین در بیان حقیقت علم و ادراک، علم و معلوم با یکدیگر مباینند هم در وجود و هم در ماهیت و تنها رابطهای که بین علم و معلوم فرض کردهاند رابطه تولیدی است و گفته شد که این نظر به صد در صد یک نظریه ایده آلیستی است زیرا روی این نظریه صفت کاشفیت که ذاتی علم است از علم سلب میشود و با سلب صفت کاشفیت از علم و ادراک، راهی برای اثبات عالم خارج از ذهن باقی نمیماند، و اما اینکه مادیین گمان کردهاند از راه اینکه ادراکات مولود تأثیرات خارجی هستند به وجود عالم خارج پی میبریم غلط است زیرا این پی بردن فرع آن است که ما بتوانیم خارج را تصور کنیم و در ذهن خود