مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢٦ - نکته ٢
این سخن مستلزم تکذیب وجود اختلافات خارجی بوده متضمن دعوی پوچ «هر چیز هر چیز است» میباشد که از سخن یک سوفیست حقیقی نیز بسی زشت و نارواست.
در اینجا چند بحث است: یکی اینکه آیا مکانیسم و ماشینی پنداشتن جهان از نظر سیر حکمت و فلسفه جدید یک امر قطعی است و یا مخالفانی دارد؟ باید بگوییم نه تنها یک امر قطعی نیست بلکه شکست این فلسفه قطعی است. مادیین ابتدا به این فلسفه چسبیده بودند ولی بعد مجبور شدند آن را ترک کنند. در میان دانشمندان و فلاسفه اروپا و خصوصاً از نظر علوم زیستی این مطلب تقریبا قطعی است که جهان را با توجیه مکانیکی نمیتوان تفسیر کرد. امروز دیگر کسی ادعا نمیکند «ماده و حرکت را به من بدهید جهان را میسازم». لایب نیتس یکی از فیلسوفانی است که زود متوجه شد که عالم خلقت به این سادگی نیست و غیر از بعد و حرکت، حقیقت دیگر در عالم هست « (*)» هر چند خود او که میخواست جهان را براساس دینامیسم (( توجیه کند قادر به حل مشکل نشد.
امیل بوترو (١٨٤٥- ١٩٢١) یکی دیگر از این کسان است. او نیز ادعا کرد که موجودات جهان یکسان نیستند و آنها را نمیتوان یک رشته پیوسته به یکدیگر فرض نمود. جمادات حکمی دارند و نباتات حکمی دیگر و حیوانات با هر دو متفاوتند، انسان هم برای خود خصائصی دارد « (**)»؛ هر چند او نیز اساس فکر خود را براساس نفی قانون علیت و لااقل نفی ضرورت علّی و معلولی نهاد و نظریه قابل توجهی ندارد.
برگسون (( نیز مکانیسم را قادر به حل جریانات کیفی جهان و بالاخص مسأله حیات نمیداند.
بحث سوم این است که تلاقی فلسفه مکانیسم با فلسفه اسلامی در چه نقطه است؟ آیا همچنانکه معمولًا اروپاییان و کسانی مانند فروغی که تحت تأثیر افکار آنها هستند پنداشتهاند، لازمه مکانیسم نفی علیت غائیه و نفی قوّه و فعل و حتی نفی خالق است و لازمه انکار مکانیسم انکار قانون علیت و لااقل انکار اصل ضرورت علّی و معلولی است؟
______________________________
(*) سیر حکمت در اروپا ج ٢/ ص ٨٤.
(**) همان مأخذ، ج ٣/ ص ٢٧٥ و ٢٧٦.