مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧٠ - نکته ٢
متکی به غیر. آنگاه این پرسش برای ذهن ما مطرح میشود که آیا جهان (مجموع هستیهایی که همه معلول و متکی به غیر خود میباشند) به یک یا چند هستی که قائم به ذات و متکی به خود و ثابت و پا بر جا باشد متکی است یا خیر؟ به عبارت دیگر این چیزها که ما حسّا و عملًا با آنها روبرو هستیم به حکم وابستگی آنها به غیر خودشان و به حکم اینکه در معرض تغییر و تحول و حدوث و زوال میباشند و به حکم محدودیت وجودشان و اینکه در چهار چوب یک تعین بالخصوص قرار دارند، نشانههای قطعی از امکان دارند و همه ممکن الوجود میباشند و هستی آنها از ناحیه غیر است نه از ناحیه ذات؛ آیا این ممکنات، متکی و منتهی به موجودی که آن موجود واجب بالذات باشد میباشند یا خیر؟
دو نکته لازم است که در آغاز مسأله طرح و یاد آوری شود:
(١). فعلًا درباره ماهیت یا وحدت واجب بحثی نداریم، بحث ما فقط درباره این است که آیا همه امکانها از وجوب ذاتی سرچشمه میگیرد یا خیر؟ اما اینکه آن وجوب ذاتی مادی است یا غیر مادی؟ آیا واحد است یا کثیر؟ در مباحث بعدی و با ادلّه دیگری درباره آنها بحث خواهد شد.
(٢). اینکه میگوییم «همه ممکنات منتهی به واجب الوجود میشوند» نه به این معنی است که جهان از لحاظ ابعاد مکانی متناهی است و واجب الوجود در ماورای مکان است و آخرین حد مکان، مرز وجود واجب الوجود است، و نه به این معنی که زمان متناهی است و اگر به عقب برگردیم و دفتر زمان را ورق بزنیم به اولین برگ این دفتر میرسیم و ما قبل اولین برگ، خداوند واجب الوجود قرار گرفته است.
اینها یک سلسله تصورات عامیانه است درباره خداوند، و همینها سبب میشود مسأله به صورت غلطی برای ما طرح شود و برای همیشه گمراه و در اشتباه بمانیم. متأسفانه وقتی که به فلسفههای اروپایی نگاه میکنیم غالبا (چه الهی و چه مادی) تصورشان درباره خدا از این قبیل بوده است. خدا را یا در آسمانها و بالاتر از آنها جستجو میکنند و یا در لحظه آغاز عالم.
خواننده محترم از هم اکنون باید بداند که خدای حقیقی، خدایی که پیامبران واقعی او را معرفی کردهاند، خدایی که حکمت الهی اسلامی آن را میشناسد نه در آسمان است و نه در زمین و نه در مافوق آسمانها و نه در ظلمات و نه در آغاز عالم، در