مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨٨ - نکته ٢
میگوید:
و غیر هؤلاء (الصدّیقین) یتوسّلون فی السلوک الی معرفته تعالی و صفاته بواسطة امر آخر غیره، کجمهور الفلاسفة بالامکان، و الطبیعیین بالحرکة للجسم، و المتکلمین بالحدوث للخلق او غیر ذلک.
دیگران (غیر صدّیقین) در راه معرفت خدا و صفات خداوند به واسطهای توسل میجویند، جمهور فلاسفه به امکان، طبیعیون به حرکت، متکلمان به حدوث یا غیر آن.
صدرا آنجا که میگوید: «جمهور فلاسفه به امکان» نظرش به بو علی و اتباع اوست.
در اسفار نیز به همین مطلب اشاره میکند و ضمنا میگوید:
«آن برهان نزدیکترین برهانها به برهان صدّیقین است اما خود آن نیست.»
اکنون ببینیم خود صدرالمتألّهین برهان صدّیقین را چگونه تقریر میکند؟ برای درک و فهم این برهان باید اصولی را که بعضی از آنها بدیهی یا قریب به بدیهی است و بعضی از آنها در مقالات پیشین اثبات شده است در نظر بگیریم:
الف. اصالت وجود: آنچه تحقق دارد حقیقت وجود است، ماهیات موجود بالعرض و المجاز میباشند.
ب. وحدت وجود، به این معنی که حقیقت وجود قابل کثرت تباینی نیست و اختلافی را که میپذیرد تشکیکی و مراتبی است، یا مربوط است به شدت و ضعف و کمال و نقص وجود و یا مربوط است به امتدادات و اتصالات که نوعی تشابک وجود و عدم است، و به هر حال کثرتی که در وجود متصور است کثرتی است که توأم با وحدت است و از نظری عین وحدت است (وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت).
ج. حقیقت وجود عدم را نمیپذیرد. هرگز موجود از این جهت که موجود است معدوم نمیشود و معدوم از این جهت که معدوم است موجود نمیشود. حقیقت معدوم شدن موجودات عبارت است از محدودیت وجودات خاصه، نه اینکه وجود، پذیرنده عدم گردد. به عبارت دیگر: عدم، نسبی است.
این سه اصل در مقاله هفتم بیان شده است.