مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٦ - نکته ٢
رابطه پذیرفتن و به خود گرفتن اثر میباشد و نیز به دست آوردهایم که پذیرفتن و به خود گرفتن اثر با وجود قبلی اثر نمیسازد. نمیشود تصور کرد که آبی که ده درجه حرارت دارد ده درجه را دوباره قبول کرده و تازه دارای ده درجه حرارت بشود و انسانی که انسان است انسان شود و مادهای که فعلًا صورت سیب را دارد صورت
نظریه حسیون که تصدیق و حکم را جز تداعی دو تصور چیزی نمیدانند باطل است و روان شناسی نیز بطلان آن را اعلام نموده است. ما در پاورقیهای مقاله ٥ صفحه ٢٨٧ نظر خود را در این باره بیان کردیم.
ب. علیت و معلولیت عبارت است از رابطهای واقعی بین دو واقعیت که یکی وابسته به دیگری است و با نبودن واقعیت علت واقعیت معلول محال است. این همان نظریهای است که همه فیلسوفانی که غوری در فلسفه دارند آن را میپذیرند و ما مکررا رابطه علیت را به همین نحو تعریف کردیم و تحلیلهایی که در باب کیفیت رابطه معلول با علت میکردیم روی همین طرز ادراک از علیت و معلولیت است.
این طرز ادراک از علیت، واقعی است. حداقل آنچه در مقام اثبات واقعی بودن آن میتوانیم بگوییم این است که موجوداتی که در یک زمان نیستند و در زمان بعد حادث میشوند به طور قطع واقعیت آنها وابسته و ناشی شده از واقعیت دیگری است و «صدفه» محال و ممتنع است.
در اینجا یک شبهه هست و آن این است که ممکن است ما طرز ادراک ذهن خود را از علیت تکذیب کنیم و ادعا کنیم که هیچ واقعیتی مستند به واقعیت دیگری نیست و در عین حال وجود اموری را که در زمانی نبوده و بعد بود شدهاند منطبق با صدفه ندانیم از این راه که هنگامی وجود حوادث (بلاعلت) منطبق با صدفه است که ما حوادث آینده را معدوم مطلق بپنداریم و حال آنکه طبق برخی فرضیهها نه گذشته معدوم است و نه آینده؛ هر یک از گذشته و آینده از ما پنهاناند زیرا ما از گذشته عبور کردهایم و به آینده هنوز نرسیدهایم، و بنابراین پس جمیع حوادث ازلا و ابدا موجودند و هیچگاه معدوم نبودهاند که وجودشان محتاج به علت بوده باشد و اگر آنها را بلاعلت فرض کنیم با صدفه منطبق شود.
قسمتی از آنچه مربوط به پاسخ این شبهه است در پاورقیهای پیش گذشت و قسمت دیگرش موقوف به مطالبی است که در مقاله ١٠ خواهد آمد.