مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦ - مقدمه
علمی (نه فلسفی) نظریه تطور را که اختصاص به موجودات زنده دارد بیان کرد و بعد عدهای از طرفداران فلسفه مادی از قبیل هکسلی [١] و بخنر آن را سند مادیت. و فلسفه مادی قرار دادند. در صفحه ١٦ همان کتاب میگوید:
«عجبتر این است با آنکه دارون واضع اساسی این مذهب است جمیع نتایجی که میبایست بگیرد نگرفته است.»
در مقاله اول شرح بخنر (ترجمه عربی) این جمله را از خود داروین نقل میکند:
«مطابق آنچه تا کنون بر من کشف شده تمام موجودات زندهای که در روی زمین پیدا شده همه از یک اصل منشعب شدهاند و اولین موجود زندهای که در روی زمین پدید آمده است خالق، روح حیات را در او دمیده است.»
در نیمه دوم قرن نوزدهم علاوه بر جریان داروینیسم که بازار فلسفه مادی را رونق داد، جریان خاص دیگری نیز پیدا شد که شکل و قیافه دیگری به مادیت داد و مکتب جدیدی به وجود آورد به نام «ماتریالیسم دیالکتیک».
به وجود آورنده این مکتب دو شخصیت معروف هستند به نام کارل مارکس [٢] (١٨١٨- ١٨٨٣) و فردریک انگلس [٣] (١٨٢٠- ١٨٩٥) که بیش از هر چیز دارای افکار انقلابی و احساسات تند اجتماعی بودند.
از مشخصات این مکتب یکی این است که از منطق مخصوص «دیالکتیک» پیروی میکند.
کارل مارکس که پایهگذار اصلی ماتریالیسم دیالکتیک به شمار میرود، برای مدت کوتاهی شاگرد هگل [٤] فیلسوف بزرگ آلمان بوده و منطق دیالکتیک را از او آموخته است.
[١] .[٢] .[٣] .[٤] .