مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٠ - نکته ٢
چیزی که هست در این قانون مدعا اعم از دلیل ذکر شده. مدعا به این صورت است که «هیچ چیز» معدوم یا موجود نمیشود و البته واضح است که اگر مدعا را به این صورت تصدیق کنیم باید همه چیز را ازلی و ابدی بدانیم و هر گونه تغییر و تبدیل و حرکت و تحول و تکامل را نفی کنیم، ولی وقتی که به دلائل این قانون مراجعه میکنیم میبینیم همه چیز اینطور نیست، تنها اجرام اولیهای که ماده اصلی ترکیبات شیمیایی هستند موجود یا معدوم نمیشوند؛ بعلاوه در نظریه لاوازیه که طبق بیان بالا بهتر است آن را «قانون بقای ماده» بخوانیم از لحاظ بقای ماده نیز یک نوع مجاز در تعبیر به کار رفته است زیرا آنچه در این قانون منظور اصلی است این است که مجموع مواد این جهان کم یا زیاد نمیشود و البته اینکه مجموع مواد این جهان کم یا زیاد نمیشود اعم است از اینکه هر واحد ماده همیشه بوده و خواهد بود یا اینکه هر واحد ماده فرضا از بین برود واحد دیگری جایگزین او خواهد شد.
در قانون لاوازیه بعداً از طرف دانشمندان اصلاحاتی به عمل آمده و هر چه تحقیقات دانشمندان پیش رفته نظریه عدم بقای واحد ماده یعنی تبدل مواد به یکدیگر یا تبدل ماده به انرژی و انرژی به ماده بیشتر تأیید شده و افکار به سوی اینکه هیچ واحد شخصی ماده با حفظ شخصیت و واقعیت، ازلی و ابدی نخواهد بود جلو رفته است.
اینکه در بالا به صورت احتمال گفتیم که واحدی از ماده از بین میرود و واحد دیگری جایگزین او میشود، نه به این معنا مقصود بود که یک واحد ماده معدوم مطلق بشود و از کتم عدم واحد دیگری ابداع شود، زیرا این مطلب طبق تحقیقات دقیق و عمیقی که در فلسفه الهی شده صحیح نیست، بلکه مطابق تحقیقات دقیقی که در این زمینه از یک طرف از طرف فلاسفه به عمل آمده و از طرف دیگر علمای طبیعی آن را تأیید کردهاند هر حادثی مسبوق به ماده و مدت است و هر فانی شوندهای زمینه پیدایش حادث جدیدی است و البته همینکه سخن به اینجا برسد بحث «مادة المواد» پیش میآید که نیازمند به این است که فصل دیگری را مورد تحقیق قرار دهیم و آن فصل همان است که موضوع مقاله ١٠ از این سلسله مقالات واقع شده است.
اینکه «شئ لا شئ نمیشود و لا شئ شئ نمیشود» دست آویزی برای مادیین شده و آن را وسیله انکار موضوع خلقت و آفرینش قرار دادهاند غافل از آنکه اگر این مطلب را به مفهوم عرفی وی اخذ کنیم باید قانون علیت و معلولیت عمومی و قانون