مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٤ - نکته ٢
خود میپندارد. پس در مورد خوردن (مثال سابق) فکری که قبل از همه چیز پیش انسان جلوه میکند این است که این خواسته خود را (سیری) باید به وجود آورم و چنانکه روشن است در این فکر «نسبت» (باید) از میان قوه فعاله و حرکتی
«نشوء و ارتقاء» حیوانات یک سیر تکاملی را طی میکنند) چگونه خواص رأس مثلث را دریافتهاند و به آن عادت کردهاند و بعد برای اعقاب خود به ارث گذاشتهاند؟!
ه. حرکات غریزی حیوانات حرکاتی است ارادی و مقرون به شعور و تدبیر.
حیوان هر یک از این کارهای غریزی خویش را با علم و عمد و آگاهی از نتیجه و خاصیت طبیعی فعل خود انجام میدهد؛ مثلًا آنکه لانه میسازد میداند فایده لانه ساختن چیست و چگونه باید ساخت تا برای استفاده مهیا شود و آنکه با غریزه اجتماعی فعالیتهای اجتماعی میکند از روی آگاهی به وظیفه و آگاهی از فواید زندگانی اجتماعی فعالیتهای اجتماعی میکند از قبیل زنبور عسل و مورچه و پارهای پرندگان بلکه پارهای پستانداران. این علم و آگاهی برای هر نسلی از طریق حس و تجربه حاصل میشود و به وسیله یک نوع تفاهمی که بین حیوانات است از فردی به فردی و از نسلی به نسلی منتقل میشود.
این نظریه را هر چند نمیتوان صد در صد باطل دانست زیرا این نظریه متکی به دو جهت است: یکی علم اکتسابی تجربی حیوان و یکی تفاهم حیوانات، و تردید نیست که حیوان کم و بیش در طول عمر اطلاعاتی کسب میکند و موضوع تفاهم حیوانات نیز هنوز از نظر علمی روشن نیست که آیا واقعاً هست یا نیست و اگر هست تا چه اندازه است و به چه وسیله است؛ ولی صد در صد نیز قابل قبول نیست زیرا اولًا یک سلسله حرکات غریزی از بعضی حیوانات در همان آغاز تولد یعنی قبل از آنکه حیوان فرصت تعلیم و تعلم یا تجربه پیدا کند به طرز شگفت انگیزی صادر میشود که با این نظریه قابل توجیه نیست و ثانیاً حیوان شناسان بعضی حیوانات پیدا کردهاند که هیچگاه نسل بعدی نسل قبلی را مشاهده نمیکند و همیشه قبل از آمدن نسل بعد، نسل قبل از بین میرود و در عین حال حیوان حرکات غریزی شگفت انگیزی دارد، این نیز با این فرض قابل توجیه نیست و ثالثاً اگر حرکات غریزی از راه تجربه و تعلیم و تعلم صورت میگیرد پس چرا غرایز حیوانات جنبه اختصاصی دارد و هر حیوانی فقط در یک اعمال بالخصوص تخصص دارد؟ و چرا افراد نوع همه با هم از لحاظ