مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - نکته ٢
ترتیب به این مفاهیم نائل میشود با کمال اهمیتی که دارد بیان نکردهاند. این دانشمندان همواره در منطق و در فلسفه از یک سلسله معانی و مفاهیم (از قبیل مفهوم وجود و عدم و وحدت و کثرت و ضرورت و امکان و امتناع و غیره) به عنوانهای «مفاهیم انتزاعیه» یا «معقولات ثانیه» یا «خارج محمول» یاد میکنند و اشعار میدارند که این معانی و مفاهیم به طور انتزاع از معانی دیگری (مهیات از قبیل اسب و درخت و انسان و سفیدی و سیاهی و شکل و غیره) به دست آمده، ولی هیچ گونه توضیحی نمیدهند که این انتزاع یعنی چه و چگونه این معانی از آن معانی- با اینکه مفهومایی مغایر آن مفهومها هستند- زاییده شدهاند؟ و آیا واقعاً ممکن است که یک مفهومی مفهوم دیگر را بزاید و یک معنایی که قبلًا از راه حس (مثلًا) وارد ذهن شده یک معنای دیگری را که ذهن نسبت به او بی سابقه است و از او به کلی خالی و عاری است به دنبال خود بکشاند؟!
در این مقاله برای اولین بار در «تاریخ فلسفه» به این مطلب مهم توجه شده و کیفیت و ترتیب انتزاع این مفاهیم به اضافه یک رشته مطالب اساسی دیگر بیان شده است.
نظریه های جدید
در اروپا از قرن شانزدهم به بعد مسأله بالا به صورت و شکل دیگری مورد گفتگو واقع شده و مشاجره عظیمی بر پا کرده است. سیر این مسأله در میان اروپاییان با آنچه در بالا گذشت از لحاظ شکل و کیفیت مختلف است.
دانشمندان اروپایی در مسأله بالا (راه حصول علم) دو دسته هستند: عقلیون و حسیون.
عقلیون
این دسته معتقدند که ادراکات ذهنی بر دو قسم است: یک قسم همانهاست که مستقیماً از راه یکی از حواس وارد ذهن شده است و قسم دوم آنهاست که عقل از پیش خود، آنها را ابداع کرده است و آنها فطری و خاصیت ذاتی عقل هستند. به