مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠ - نکته ٢
ادراکات و افکاری بسازد که بستگی خاص به احساسات مزبور داشته و به عنوان نتیجه و غایت، احتیاجات نامبرده را رفع نماید و با بقا و زوال و تبدل عوامل
نیز که به مسائل منطقی اهمیت شایانی دادهاند به این طرز و روش وارد و خارج نشدهاند.
آنچه برای مطلب فعلی ما لازم است همین قدر است که فکر منطقی و سیر و سلوک برهانی متکی بر روابط واقعی محتویات ذهن است و زمینه فعالیت عقلانی و فکری که ارزش منطقی داشته باشد در جایی فراهم است که بین مفاهیم در واقع و نفسالامر رابطه برقرار باشد، و اما تفصیل چگونگی این روابط را از فن برهان منطق باید جستجو کرد.
چرا ادراکات اعتباری نمی توانند با ادراکات حقیقی ارتباط تولیدی پیدا کنند؟
با توجه به آنچه تاکنون گفته شد پاسخ این پرسش واضح است، زیرا چنانکه دانستیم اساس تکاپو و جنبش فکری و عقلانی ذهن، روابط واقعی و نفس الامری محتویات ذهنی است و چون مفاهیم حقیقی در ذات خود با یکدیگر مرتبطند زمینه این فعالیت ذهنی در میان آنها فراهم است و از این رو ذهن میتواند به تشکیل قیاسات و براهین منطقی موفق شود و از پارهای حقایق، حقایق دیگری را بر خویش معلوم سازد، ولی در اعتباریات همواره روابط موضوعات و محمولات، وضعی و قراردادی و فرضی و اعتباری است و هیچ مفهوم اعتباری با یک مفهوم حقیقی و یا یک مفهوم اعتباری دیگر رابطه واقعی و نفسالامری ندارد و لهذا زمینه تکاپو و جنبش عقلانی ذهن در مورد اعتباریات فراهم نیست و به عبارت دیگر- که با اصطلاحات منطقی نزدیکتر است- ما نمیتوانیم با دلیلی که اجزاء آن را حقایق تشکیل دادهاند (برهان) یک مدعای اعتباری را اثبات کنیم و نیز نمیتوانیم با دلیلی که از مقدمات اعتباری تشکیل شده «حقیقتی» از حقایق را اثبات کنیم و هم نمیتوانیم از مقدمات اعتباری تشکیل برهان داده یک امر اعتباری نتیجه بگیریم.
مثلًا در حقایق، «تقدم شئ بر نفس» و «ترجح بلا مرجّح» و «تقدم معلول بر علت» و «تسلسل علل» و «دور علل» و «توارد علل متعدده بر معلول واحد» و «صدور معلولات