مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - مقدمه
ایرانیان را شرح میدهد میگوید:
«پس از آنکه شما و صاحبخانه و جمیع حضار نشستید شما به طرف صاحبخانه رو میکنید و میگویید آیا بینی شما فربه است؟ صاحبخانه میگوید در سایه توجهات باریتعالی بینی من فربه است، بینی شما چطور؟ ... من در بعضی مجالس دیدهام که حتی پنج مرتبه این را از یک نفر سؤال کردهاند و او پاسخ داده است و حتی شنیدم در توصیف ... (یکی از علمای تهران) میگفتند که از بزرگترین خصائلش این بود که وقتی به ملاقات یکی از بزرگان میرفت نه تنها در خصوص بینی وی و متعلقان وی پرسش مینمود بلکه راجع به بینی تمام نوکرها و حتی دربان استفسار میکرد.»
ملاحظه کنید
که این مرد در اثر عدم آشنایی کامل به تعبیرات زبان فارسی و گمان اینکه در جمله «دماغ شما چاق است؟» منظور از کلمه دماغ، بینی و منظور از چاقی، فربهی است دچار چه اشتباهی شده و به چه صورت مسخره آمیزی آن را نقل کرده است.
قطعاً کنت گوبینو در بیان این جمله غرض سوئی نداشته و تنها عدم آشنایی کامل به تعبیرات فارسی او را به این اشتباه انداخته است.
وقتی که در مقام معرفی آداب و عادات رسمی این گونه اشتباهات رخ میدهد، در مورد افکار فلسفی چه انتظاری میتوان داشت؟ ما میدانیم در خود ایران که مهد پرورش افکار کسانی مانند بو علی و صدر المتألّهین است، در تمام دورهها فضلایی که مایل بودند به آن افکار آشنایی کامل پیدا کنند سالها از عمر خویش را صرف این کار میکردند، آخر کار در میان هزاران محصل فقط افراد معدودی بودند که واقعاً از عهده این کار بر میآمدند و غالباً عده آنها از عدد انگشتان یک دست تجاوز نمیکرد.
بنابر این چگونه ما میتوانیم اطمینان پیدا کنیم که فلسفه ده قرن پیش اسلامی و افکار ابن سینا مثلًا، همان طور که مفهوم شاگردان خودشان بوده، در ترجمههایی که از آنها شده است منعکس گردیده است.
مقارن زمانی که صدر المتألّهین در ایران مشغول زیر و رو کردن فلسفه و ریختن