مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢٨ - پاسخ
میپنداشته که خدا به هر بخشی از کارهای مربوط، یک تن گماشته که خداوندگار و سررشته دار همان کار بوده باشد و خدای جهان خدای همه خدایان و شاه همه شاهان است.
ارباب انواع و همچنین ستارگان و جز آنها که پرستیده میشدهاند برای این بوده که میان انسان پست و خدای پاک رابط و میانجی بوده و در بهبودی حال زندگی و پس از مرگ انسان بکوشند اگر چه این رویه کم کم رنگی ناستوده گرفته و به رب النوع یا ستاره مثلًا جامه استقلال پوشانده بلکه به پاره سنگ یا چوب یا فلزی که بت ساخته شده نام «خدای آفرینش» داده است.
و از همین نظر میتوان استنتاج کرد که بت پرستی زاییده یک نوع مسامحه در خدا پرستی (توحید) است نه به عکس، چنانکه برخی از دانشمندان مانند ماکس مولر ( ( دانشمند آلمانی تقدم عهد توحید را بر عهد وثنیت از راه علم اثبات کرده است.
ثانیاً بحث ما بحث برهانی است و از نظر برهان، طرفداران بسیار داشتن یا تقدم عهد یا طول زمان دلیل صحت و تمامیت یک نظریه نمیتواند باشد به خلاف فطری بودن یک قضیه که لازمه خلقت است زیرا فکرهای بسیار میتواند خطا کند ولی فکر متکی به آفرینش خطا نمیکند.
آنچه فلسفه میگوید این است که بشر نخست به فکر علت جهان افتاده و خدا را اثبات کرده و پس از آن در سر تشخیص مصداق آن (اشتباها) به کثرت و تعدد قائل شده است، پس در نتیجه مذهب وثنیت متأخرتر است.
و اما آنچه که در ذیل اشکال گفته شده که: «انسان در آغاز پیدایش نوع خود مادی بوده» دروغی است که هیچ گونه دلیل منطقی علمی یا فلسفی بر آن اقامه نشده و تنها پشتیبان آن ادعای مادّیین است.