مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - نکته ٢
قائل نشویم تأثیری ندارد و اگر واقعیتی قائل شویم، در جهان خارج از ما یک موجودی ثابت پیدا خواهد شد که خاصه تغییر ماده را ندارد و این اشکالی است بر مادیین نه بر ما.
تصاویر اشیاء و معانی همواره در حافظه مضبوط است و هیچگاه محو نمیشود ولی دماغ همچون پرده است که بر حافظه کشیده شده و ذاکره قوهای است از دماغ که به موجباتی و در اوقاتی پرده را پس میکشد و آنچه در حافظه مضبوط است به یاد میآورد. «ذاکره» عمل است، عمل کار بدن است، و دماغ که ذاکره را صورت میدهد جزئی از بدن است، ولی «حافظه» انبار صور است و صور ذوات نیستند بلکه معانیاند و معانی در مکان نیستند.»
دلیل بر اینکه به واسطه طول مدت یا عروض اختلالات مغزی، صور ادراکی معدوم نمیشوند و فقط قدرت یادآوری و احضار آنها که احتیاج به ماده دارد از روح سلب میشود این است که آزمایشهای متعدد روانی ثابت کرده است که در حالات غیر طبیعی یا فشارهای غیر عادی که بر روح وارد میشود ناگهان تمام خاطرات گذشته که انسان آنها را فراموش کرده است به یاد میآید.
این مطلب در روانشناسی جدید مورد تسلّم است، ما اینجا فقط به نقل کلام خود دکتر ارانی که عقاید مادی دارد و روح را فقط به عنوان خاصیت مخصوص ماده میشناسد اکتفا میکنیم. وی در صفحه ١١٧ پسیکولوژی میگوید:
«هنوز به طور اطمینان معلوم نشده است آیا تمام قضایایی که در لحظههای متوالی زندگانی تولید میشود در روح ثابت و باقی است یا نه؟ از یک طرف ملاحظه مینماییم قضایای اغلب دقایق دوره زندگانی خود را به کلی فراموش کردهایم به قسمی که هیچوقت دیگر نمیتوانیم آنها را در روح دوباره تولید کنیم یعنی به یاد بیاوریم، اما از طرف دیگر امتحانات متعدد نشان میدهد در حالات غیر طبیعی مثلًا هیپنوز، اشخاصی که حشیش استعمال کردهاند، اشخاصی که به واسطه گرسنگی مشرف به مرگ میباشند و غیره، پس از برطرف شدن عامل غیر طبیعی، این اشخاص اظهار مینمایند قضایای بعیدالعهد دوره حیات خود را به یاد آوردهاند.»
بعضی از علمای دیگر نیز تصریح کردهاند که اشخاص در دم احتضار جمیع اموری را که در مدت زندگانی ادراک کردهاند در یک «آن» به یاد میآورند.