مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٠ - نکته ٢
و پوشیده نماند که اختلافات اشیاء و خواص و آثار آنها مرهون صورتهای مختلف آنهاست و ما چون تا اندازهای در اطراف این بحث در مقاله پنجم به گفتگو پرداختهایم دیگر از تکرار خودداری مینماییم.
علت غائی
چنانکه گفته شد ما در افعال اختیاریه خودمان که معمولًا با تفکر و تروّی برای رفع احتیاجات وجودی انجام میدهیم غایت و غرض داریم که با وی نقص خود را تکمیل مینماییم: میخوریم برای اینکه «سیری» را به جای «گرسنگی» بگذاریم، میخوابیم برای اینکه بیاساییم، راه میرویم برای اینکه به مقصد برسیم و ...
نقشها و فعلیتها را داده است، یا آنکه دهنده این نقوش و صور غیر از پذیرنده این نقوش و صور است؟
به هر حال تحقیق در اینکه «مادة المواد- یعنی ماده اصلی عالم- چیست؟» از قدیمترین مسائل فلسفی است که در آن بحث شده و نظریههایی درباره آن ابراز شده.
از دوره یونانیان قبل از سقراط تا عصر حاضر نظریههای مختلفی در بیان مادة المواد ابراز شده که بسیاری از آنها چندان قابل توجه نیست و در مقاله ١٠ که تاریخ تطور این مسأله را بیان میکنیم نقل خواهیم کرد. در میان نظریههای قبل از سقراط تنها نظریهای که نظر فلاسفه اخیر را جلب کرده نظریه ذیمقراطیس است که ماده اصلی جهان را ذراتی کوچک و نامحسوس و غیر قابل شکست میدانست. نظریه ذیمقراطیس شامل دو قسمت بود: فیزیکی و فلسفی. قسمت فیزیکی نظریه وی این بود که اجسامی که در نظر ما به صورت متصل واحد میآیند متصل واحد نیستند بلکه مجموعی از اجسام کوچکتر هستند که به چشم دیده نمیشوند. قسمت فلسفی نظریه وی عبارت است از اینکه آن اجسام کوچک چون تجزیه ناپذیر هستند و قابل شکسته شدن نیستند پس مجموعی از ماده قابله و صورت جسمی امتدادی نیستند بلکه خود ماده هستند و مادة المواد عالم همان ذرات است. حکما از دیر زمانی به نظریه وی اعتراضاتی وارد آوردند و مخصوصاً جنبه فلسفی نظریه وی را باطل شناختند و چون جنبه فلسفی نظریه وی را باطل شناختند به جنبه فیزیکی و علمی نظریه وی نیز چندان توجهی نکردند تا آنکه در قرن نوزدهم در اثر کشفیات جدید جنبه فیزیکی