مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥١ - نکته ٢
صورت قضایا ندارد بلکه با فرض تمامیت ماده و صورت در یک قضیه، برای استقرار علم باید یکی از دو طرف صدق و کذب را اثبات و طرف دیگر را نفی کرد.
فرقی که بدیهیات با نظریات دارند این است که نظریات برای دریافت ماده و صورت مستمند دیگران هستند ولی بدیهیات ماده و صورت را از خود دارند چنانکه
اساس جمیع قوانین علمی خراب خواهد شد زیرا قانون علمی یعنی انتخاب و گرایش ذهن به یک طرف بالخصوص و اگر اصلًا گرایشی در کار نباشد (شک) یا گرایش دو طرفی باشد قانون علمی برای ذهن معنا ندارد؛ مثلًا روی اصول هندسه اقلیدسی ذهن این مسأله را که «سه زاویه مثلث مساوی با دو قائمه است» به عنوان یک قانون علمی پذیرفته و این یک قضیه موجبه است که ذهن به حکم برهان ریاضی و اصل امتناع تناقض به او گراییده است و از نقیض وی که «سه زاویه مثلث مساوی نیست با دو قائمه» اعراض کرده است. حالا اگر فرض کنیم که اصل امتناع تناقض را از فکر بیرون بکشیم و قهراً ذهن جزم و گرایش پیدا نکند (بنا بر تقریر اول) دیگر این اصل برای ذهن قانون علمی نخواهد بود و یا اینکه در عین جزم و گرایش به وی به نقیض وی هم گرایش پیدا کند (بنا بر تقریر دوم) این مسأله و نقیض این مسأله هر دو برای ذهن علیالسویه است و همان طوری که ممکن است این مسأله قانون علمی باشد میتوانیم نقیض او را قانون علمی بدانیم و علی ای حال از قانون علمی بودن که معنایش انتخاب یک طرفی ذهن است بیرون خواهد رفت.
اصل امتناع تناقض تکیه گاه تمام احکام بدیهی و نظری ذهن است.
صدر المتألهین در مقام تمثیل میگوید نسبت اصل امتناع تناقض با سایر اصول و تصدیقات بدیهی و نظری مانند نسبتی است که در عالم اعیان، ذات واجب الوجود با سایر موجودات دارد یعنی معیت و قیومیت است که «اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالبها». حقیقت هم همین است، زیرا اگر این اصل را که «زیر بنا» ی حقیقی تمام اصول فکری است از فکر بشر بیرون بکشیم جز شک مطلق و تصورهای درهم و برهم و عاری از تصدیق یا تصدیقهای درهم و برهم و عاری از انتخاب چیزی باقی نمیماند؛ و حقاً باید نام «اصل الاصول» به وی داده شود.
اصل امتناع تناقض مورد قبول تمام اذهان بشری است و واقعاً نمیتوان انسانی را پیدا کرد که در حاقّ ذهن خود منکر این اصل باشد یعنی ممکن است انسانی پیدا