مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - نکته ٢
نسبت به همدیگر مختلف هستند (چنانکه هر دو مطلب دانسته شد) و این اختلاف و تباین از خارج سرچشمه میگیرد ولی اختلاف خارجی چون اصیل و عین واقعیت خارج میباشد دیگر پنداری و اعتباری نخواهد بود.
مقاله هشتم راجع به مساوقت وجود با وجوب ذاتی خواهد آمد؛ و البته در ضمن بیان نظریههای دوم و سوم، راههای اشکالات خاصی که بر استدلال عرفا وارد است توضیح داده خواهد شد.
یکی از جهاتی که موجب شده شیخ اشراق به اعتباریت وجود رأی بدهد همان است که زمینه مقدمه اول استدلال عرفا را تشکیل میدهد یعنی شیخ اشراق دیده اگر وجود را اصیل و عینی بداند ناچار است که وجود را مساوی با وجوب ذاتی بداند و چون مساوی بودن وجود با وجوب ذاتی برایش غیر قابل قبول بوده به اعتباریت وجود نظر داده.
ولی حقیقت این است که «اصالت وجود» مطلبی نیست که قابل انکار باشد و موضوع مساوی بودن وجود با وجوب ذاتی راه حل دیگری دارد که در مقدمه مقاله هشتم مشروحا خواهد آمد.
تباین و کثرت وجودات
نظریه تباین و کثرت وجودات نظریهای است که ابتدائاً برای هر کس تنها نظریه قابل قبول جلوه میکند. حکما میگویند مردم عوام به حسب نظر عامیانه خویش این نظریه را انتخاب میکنند.
این نظریه را معمولًا به حکمای مشّاء و اتباع ارسطو نسبت میدهند ولی از آنجایی که این مسأله به این صورت در نزد حکمای پیشین مطرح نبوده و بعد از پیدایش نظریه عرفا این نظریه به این صورت پیدا شده نمیتوان دستهای را مدافع این نظریه معرفی کرد. در کلمات ابن سینا که «رئیس المشّائین» لقب یافته جملههایی یافت میشود که درست مخالف این نظریه است. اساساً این مسأله این صورت را از ناحیه «اصالت وجود» یافته و مسأله اصالت وجود و اعتباریت مهیات- چنانکه عن قریب توضیح خواهیم داد- در نزد حکمای پیشین مطرح نبوده، پس چگونه ممکن