مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - نکته ٢
عدم را از معنی ایجاب و سلب توسعه داده و به مورد قوه و فعل شامل گرفته و سپس این تعبیر و تفسیر را نمودهاند).
ولی پس از اینکه علم امروزه با پیشرفت شگرف و تازه خود قانون تحول و تکامل عمومی را سر و صورت داده و سازمان تز و آنتی تز و سنتز (بودن- نبودن-
این اصل معمولًا «اصل تغییر» یا «اصل حرکت» یا «اصل تکامل» خوانده میشود.
ج. تغییر و حرکت همواره به حالت یکنواخت نیست، لحظاتی فرا میرسد که این تغییرات تدریجی حالت شدید و انقلابی به خود میگیرد و منجر به تغییر در کیفیت میشود. استالین میگوید:
«دیالکتیک بر خلاف متافیزیک سیر تکاملی را یک جریان ساده نشو و نما که در آن تغییرات کمّی منجر به تغییرات کیفی نشود نمیداند بلکه تکامل را از تغییرات کم اهمیت و پنهانی کمّی میداند که به تغییرات کیفی آشکار و اساسی منتهی میگردد.»
این اصل معمولًا به نام «اصل جهش» خوانده میشود.
د. حرکت تکاملی اشیاء در نتیجه تناقضات و تضادهایی که در داخل اشیاء وجود دارد صورت میگیرد. استالین میگوید:
«متد دیالکتیک بر آن است که جریان تکامل پست به عالی نتیجه تکامل و توسعه هماهنگ پدیدهها نبوده بلکه بر عکس در اثر بروز تضادهای داخلی اشیاء و پدیدهها و در طی یک «مبارزه» بین تمایلات متضاد که بر اساس آن تضادها قرار گرفته است انجام میگیرد.»
ژرژپولیتسر در اصول مقدماتی فلسفه میگوید:
«نه تنها امور به یکدیگر تبدیل میشوند بلکه هیچ امری به تنهایی و همان که هست نمیماند و عبارت از چیزی خواهد بود که شامل ضد خودش نیز هست و هر چیز آبستن ضد خود میباشد. امور عالم در عین حال هم خود و هم ضد خود میباشند ...
تغییر و تحول امور از آن جهت است که دارای تضاد میباشند و تحول از آن جهت دست میدهد که هیچ چیز با خودش سازگار نیست. تخمی که در زیر مرغ است در