مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤١ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
از بیان گذشته نتیجه گرفته میشود که:
(١). کمالات و صفاتی که به حسب تجزیه و تحلیل به سوی وجود برمیگردند
صدّیقین بر اثبات واجب و وحدت واجب قرار گرفت.
وقتی که ثابت شد اصالت از آن وجود است، و ثابت شد که حق تعالی وجود محض و واقعیت محض است و عدم و ماهیت در او راه ندارد، و ثابت شد که کمال مساوی وجود است و عدم و ماهیت منشأ نقص میباشند، پس ذات حق کمال واقعی را داراست، زیرا کمال واقعی آن است که به وجود و واقعیت برگردد و از احکام و لوازم وجود و واقعیت بوده باشد، و چون ذات حق وجود محض است پس کمال محض است.
در جای خود ثابت شده است که احکام و لوازم و عوارض بر دو قسم است: برخی احکام و لوازم از شؤون وجود بما هو وجود است و دائر مدار وجود است نظیر وحدت، مبدئیت آثار، ظهور و نوریت، علم، حیات، قدرت و غیره؛ و برخی از احکام از آن جهت عارض موجود میشود که تعین و تحدد خاصی پیدا کرده است.
و چون ذات احدیت وجود محض است و هیچ گونه تعین و تحددی ندارد، تعین او اطلاق و لا حدّی اوست، پس جمیع شؤون وجود و کمالات وجود به نحو اعلی در ذات او صدق میکند.
بدیهی است که این برهان فرع بر اصالت وجود است همچنانکه برهان صدّیقین و برهان خاصی که برای وحدت واجب ذکر کردیم نیز مبنی بر این اصل اساسی است؛ و اگر کسی آن اصل اساسی را کاملا جذب و هضم کرده باشد این براهین را به خوبی درک میکند و الّا فلا.
اما راه دوم که مخلوقات آئینه صفات قرار گرفتهاند به دو وجه قابل تقریر است:
الف. از راه خاص فلسفی. در مقاله «علت و معلول» اثبات شد که «معطی یک کمال محال است که فاقد آن کمال باشد» و چون یک سلسله کمالات از قبیل علم، قدرت، حیات و اراده در مخلوقات دیده میشود نشانه آن است که مبدأ و منشأ اصلی موجودات، واجد آن کمالات است.
ب. راه کلامی و آن اینکه تشکیلات و نظامات دقیق و حیرت انگیزی که در مخلوقات مشاهده میشود نشان میدهد که از روی تصادف نبوده است، علم و اراده و