مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤٢ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
یعنی به راستی وجود خارجی دارند، به طور اطلاق برای خدای جهان ثابت هستند، پس خدای جهان دانا و توانا و زنده میباشد و همچنین ...
تدبیری در کار است؛ و چون علم و اراده در فاعل هست، پس قدرت هم هست، زیرا قدرت جز این نیست که فاعل هرگاه بخواهد، فعل خود را انجام میدهد؛ و به همین دلیل دارای حیات هم هست زیرا حیات نیز جز اینکه موجود، درّاک فعّال باشد نیست.
این راه همان است که قبلًا- آنجا که راههای اثبات خداوند را ذکر میکردیم- گفتیم که بر پایه حساب احتمالات قرار دارد.
نقصی که در این دو راه نسبت به راه اول هست این است که این دو راه حداکثر دلالت دارند که خالق، کمالاتی را که به مخلوقات افاضه کرده است، خود- و البته به وجه اکمل- دارد، اما دلالت ندارد بر اینکه ذات حق کمال مطلق است و هیچ گونه نقصی در ذات او راه ندارد. به عبارت دیگر این دو دلیل فقط دلالت دارند بر اینکه خداوند بر آنچه آفریده عالم است و قادر است، ولی هرگز دلالت نمیکنند که «انّ اللّه بکلّ شیء علیم» و «انّ اللّه علی کلّ شیء قدیر» (به نحو قضیه حقیقیه)، دلالت نمیکنند که او علیم علی الاطلاق و قدیر علی الاطلاق و مرید علی الاطلاق و حی علی الاطلاق است.
حکمای مشّاء مثل بو علی به نحو دیگر از ذات بر صفات استدلال کردهاند. راهی که اینجا برای استدلال از ذات بر صفات ذکر شد راه مخصوص صدر المتألّهین است که از «اصالت وجود» استنتاج میشود، ولی راه بوعلی مبتنی بر اصالت وجود نیست. ما در اینجا تنها بیان او را در باب علم باری تعالی به مخلوقات ذکر میکنیم.
او در این باره از راه قاعده معروف «کلّ مجرّد عاقل و کل عاقل مجرّد» علم حق را به ذات خودش اثبات میکند، و آنگاه موضوع علّیت باری تعالی را برای همه مخلوقات طرح میکند و میگوید «علم به علت مستلزم علم به معلول است» و نتیجه میگیرد که ذات حق چون علم به ذات خود دارد و ذاتش علت تامّه همه موجودات است پس به همه موجودات علم دارد.
البته در بیان بو علی و همچنین در بیاناتی که از راه آئینه قرار گرفتن مخلوقات استدلال شده است به هیچ وجه توضیح داده نمیشود که با وجود اینکه ذات حق بسیط است چگونه ممکن است در مرتبه ذات خود به همه چیز عالم باشد آن هم به علم