مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - مقدمه
باب تجرد روح نوشت. به تدریج این عقیده شایع شد و پیروانی پیدا کرد. بسیاری از رسالهها در این موضوع نگارش یافت.
مطابق آنچه بخنر در مقاله ششم کتاب خود میگوید، همین بومبوناتیوس در عین حال به شدت پیرو تعلیمات مسیح بود و از آن حمایت میکرد. وی میگوید تا نیمه قرن هفدهم همه همین طور بودند و شاید علت، ترس یا رسوخی بود که ایمان در دلها داشت.
مطابق نقل بخنر فقط در قرن هجدهم بود که عدهای رسماً منکر خدا شدند.
بارون هولباخ [١] در ١٧٧٠ کتابی به نام نظام طبیعت نوشت و رسماً وجود خدا و دین را انکار کرد.
در قرن هجدهم عدهای در فرانسه به تألیف دائرة المعارفی پرداختند و بعضی از نویسندگان بزرگ آنها مانند هولباخ و دیدرو [٢] و دالامبر [٣] مادی بودند ولی دالامبر بیشتر اظهار تحیر و تردید میکرد. بخنر میگوید:
«دالامبر بارها تصریح کرده که در مسائل ماوراء الطبیعه «نمیدانم» بهترین راههاست.»
از دیدرو نیز گفتاری نقل شده است که آخر الامر تردید و تحیر وی را میرساند.
در قرن نوزدهم فلسفه مادی طرفداران بیشتری پیدا کرد و در نیمه دوم این قرن بود (١٨٥٩) که نظریه داروین مربوط به «تبدیل انواع» منتشر شد و مادیین آنها را بهترین وسیله پیشرفت فلسفه مادی تلقی کردند.
داروین شخصاً در عقاید خود مادی نبود، فقط از جنبه «بیولوژی» (علم الحیات) فرضیه خویش را بیان کرد، ولی مادیین عصر وی از آن نظریه به نفع فلسفه مادی استفاده نمودند.
دکتر شبلی شمیل مادی معروف که ابتدا شرح بخنر را بر نظریه داروین به عربی ترجمه کرد و بعد خود قسمتهای مختلفی به آن افزود و مجموعهای به نام فلسفة النشوء و الارتقاء منتشر ساخت، در دیباچه این کتاب اعتراف میکند که داروین فقط از جنبه
[١] .[٢] .[٣] .