مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢ - نکته ٢
سر و صورت و دست میکنیم و مانند نفسهایی که بی فکر میکشیم و جز آنها؟ و آیا در غیر مورد افعال اختیاریه، اینهمه کارهای بیشمار که در جهان هستی و در گاهواره طبیعت انجام میگیرد در حالی که کمترین شعوری در آنها سراغ گرفته نشده باز هم غایت دارند؟ و آیا خدای جهانیان در آفرینش جهان غایت داشته و دارد؟ پاسخ این پرسشهای سه گانه مثبت است و اینک توضیح میدهیم:
(١). در مورد کارهای بیهوده و گزاف، با تأمل کمی میتوان به غایت و آرمان پی برد زیرا لزوم ندارد که هر غایت، غایت اجتماعی و با فکر تفصیلی که عقلای اجتماع به کار میبندند بوده باشد. بچه و کودک از راه زیادتی انرژی، حرکت زیاد خواسته و از شکل حرکت یک التذاذ خیالی دارد و این خود غایتی است، و همچنین ما در موارد عادیات خودمان به واسطه رسوخ صورت فعل در «متخیله» از صورت حرکت و کار مخصوص لذت میبریم و این خود غایتی است، و همچنین در امثال نفس زدن و چشمک زدن آسایش طبیعی مییابیم و این خود یک غایتی است؛ و البته کار اختیاری تنها شعور و اراده لازم دارد نه فکر تفصیلی چنانکه ما با اختیار سخن میگوییم در حالی که نسبت به چیدن حرف پهلوی حرف در کلمات و جمل اعمال فکر نمیکنیم. پس همه افعال اختیاریه غایت دارند.
(٢). هر غایتی ١ که ما از فعلی از افعال اختیاریه خود میخواهیم چیزی است که
است که انسان بسیاری از افعال ارادی و اختیاری خود را انجام میدهد که عبث و لغو است مانند بازی با ریش و انگشتان که هیچ سود و غایتی را در بر ندارد پس چگونه میتوان گفت جمیع افعال ارادی و اختیاری انسان به خاطر غایتی انجام میگیرد؟ سؤال دوم این است که در طبیعت بیجان- یعنی موادی که احساس و ادراک ندارند- مانند جمادات و نباتات، فرض علت غائی چگونه قابل تصور است؟ سؤال سوم این است که [آیا] مبدأ کل و صانع کل که فعلش از نوع تصرف در ماده نیست بلکه تمام ماسوا از ماده و غیر ماده با نظام محفوظ و مرتبی که دارند فعل او به شمار میروند غایتی دارد؟ در متن به هر سه سؤال مشروحا پاسخ داده شده است.[١]. این قسمت مربوط به سؤال دومی است که قبلًا در متن طرح شد و آن این بود: «آیا اینهمه کارهای بیشمار که در جهان هستی و در گاهواره طبیعت انجام میگیرد در حالی که کمترین شعوری در آنها سراغ گرفته نمیشود غایت دارند؟». موضوع این سؤال «اصل غائیت» یا «اصل علّیت غائی» خوانده میشود و در حقیقت انسان میخواهد