مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣٠ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
جهان از این سوی «برهان» نگاه کنیم که وجود دهنده و هستی بخش جهان است- و در مقاله ٩ روشن ساختیم که علت فاعلی باید دارای کمالی باشد که به معلول خود
است از خوض و بحث در این مسأله و مانند آن، شاهباز اندیشه بشر ناتوان است که بر قلّه صفات و اسماء الهی عروج کند و به پرواز در آید؟
پس قبل از ورود در بحث لازم است قوه عقل و اندیشه را نقّادی و بررسی نماییم و حدود توانایی آن را بسنجیم.
بعضی از دانشمندان اسلامی معتقدند که علوّ و شموخ و برتر بودن ذات اقدس الهی از خیال و قیاس و گمان و وهم ایجاب میکند که جلو پرواز مرغ اندیشه را از اول بگیریم و راه «تنزیه» بپوییم و اگر نه در ورطه خطرناک «تشبیه» خواهیم افتاد.
ذات خداوند را به هیچ مخلوقی در هیچ جهتی نمیتوان تشبیه کرد (لیس کمثله شیء). از طرف دیگر هر صفتی از صفات که ما میشناسیم صفت مخلوق است نه صفت خالق، زیرا آن را از مخلوقی گرفتهایم. ما مستقیماً فقط با مخلوقات سر و کار داریم و هر صفتی که در ذهن ما نقش میبندد و آن را کمال میپنداریم کمالی است که از طریق مشاهده آن کمال در یک مخلوق در ذهن ما راه یافته است. پس اگر خالق را نیز متصف به آن صفت بدانیم صفت مشترک میان او و مخلوقات قائل شده و مخلوقات را با او در آن صفات شبیه و شریک ساختهایم. لهذا در حدیث وارد شده است:
کلّ ما میزتموه باوهامکم فی ادقّ معانیه فهو مصنوع لکم مردود الیکم و لعلّ النّمل الصّغار یزعم انّ للّه زبانیتین.
هر چه را شما در باریکترین توهمات خود آن را مشخص کنید و بپندارید که او خداست، او خدا نیست، او مخلوق و مصنوع و ساخته و پرداخته ذهن شماست.
شاید مورچههای ریز تصورشان این باشد که خداوند مانند خود آنها دو شاخک دارد.
در این حدیث با لطافت و ظرافت خاصی ذهن بشر- از نظر اینکه خود بشر را همواره الگو قرار میدهد و ذات منزه خداوند را از خودش قیاس میگیرد- انتقاد شده است.
پس ما به هیچ صفتی از صفات خداوند راه نداریم، نه میتوانیم بگوییم او علیم