مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - نکته ١
عالم عقلی باقی دعوت میکنند، چنانکه از امثال «هرمس و بلیناس و فیثاغورس و افلاطون و افلوطین» ١ نقل کردهاند.
[١]. هرمس ((. تواریخ قدیم جماعتی از حکما و علمای نجوم را نام میبرد که به عنوان «هرامسه» خوانده میشوند و دوره آنان را قبل از دوره یونانیان ضبط میکند.
معروفترین آنان همان است که «هرمس الهرامسه» خوانده میشود و هر گاه هرمس مطلق گفته شود وی مقصود است.
به واسطه قدمت زمان، تاریخ صحیح و معتبری از آنان در دست نیست.
در تاریخ الحکماء قفطی و محبوب القلوب اشکوری مینویسد: «هرمس الهرامسه در مصر قبل از طوفان تولد یافته و او همان است که عبرانیین به نام «اخنوخ» و یونانیین به نام «ارمیس» و عرب به نام «ادریس» میخوانند و همان است که خداوند به وی نعمتهای سه گانه (ملک، حکمت، نبوّت) عطا فرمود.»
از گفته مورخین قدیم بر میآید که هرمس همان ادریس پیغمبر است که در کتب آسمانی از وی یاد شده.
اشکوری در محبوب القلوب از تاریخ ابن الجوزی نقل میکند که هرمس اول کسی است که حکمت و علم نجوم را به الهام الهی استخراج نمود، و از ابومعشر بلخی نقل میکند که هرامسه زیاد بودند و افضل و اعلم از همه سه تن بودند و هرمس در مصر مسکن داشت و اهرام را او بنا نمود.
بلیناس ((. بلیناس نیز از اقدمین حکماست. کتابی به نام علل بلیناس در دست است که منسوب به وی است. گویند وی یکی از هرامسه است.
در اول کتاب علل بلیناس ترجمه «قسّیس ساخنوس» داستان عجیبی که ضمناً مشتمل بر یک نوع مکاشفه از بلیناس است از زبان خود بلیناس نقل میکند. در آنجا میگوید:
«من یتیمی بودم از اهل «طوانه» و چیزی نداشتم. در شهر ما یک مجسمه سنگی وجود داشت که بالای یک ستونی از چوب نصب شده بود و بر آن نوشته شده بود: «من هرمس هستم که خداوند او را به نعمت خود مخصوص داشت. من این نشانه را آشکارا در اینجا قرار دادم و سرّ آن را پنهان کردم برای آنکه به آن سرّ آگاه نشود مگر حکیمی مانند خودم».
بر سینه آن مجسمه نوشته بود: «هر کس میل دارد به سرّ خلقت و صنعت طبیعت آگاه