مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - نکته ٢
مفاهیم ذهنیه کنده شده و خط بطلان به دور منطق قدیم که بزم آرای این مفاهیم بوده کشیده شده و منطقی تازه به نام «دیالکتیک» پیدا شده و دست به کار گردیده است.
بالا میگوییم از جمله آن قضایا قضیه «دائمه» است یعنی آن قضیهای که در وی حکم شده است به ثبوت محمول از برای موضوع دائماً و ابداً، مثل مواردی که محمول خاصیت لا ینفک موضوع است و قدما برای مثال حرکت فلک را ذکر میکردند اما پیروان صدر المتألهین که به حرکت جوهری قائل بودند چون جسم فلکی را که موضوع حرکت دوری فلک است به همراه همه اجسام دیگر متغیر و متحرک به حرکت جوهری ذاتی میدانستند از این رو توضیح میدادند که موضوع «حرکت فلکی» جسم مطلق آن است نه جسم خاص آن (رجوع شود به منظومه منطق سبزواری در باب بیان عرض لازم و عرض مفارق).
ماتریالیسم دیالکتیک میگوید:
«از منطق جامد (منطق قدیم) اعتقاد به ضروری و دائمی بودن، به نتایج غلط میرساند زیرا هر مفهومی جزئی از طبیعت و تحت تأثیر تمام اجزاء دیگر طبیعت است و اجزاء طبیعت دائماً در تغییر و تبدیل میباشند، پس مفاهیم دائماً در حال تکاپو و تغییر میباشند، پس هیچ مفهوم جامدی وجود ندارد.»
و نیز میگوید:
«قضایایی که در ذهن ما پیدا میشود چون تصویر یکی از ارتباطاتی است که اجزاء طبیعت با یکدیگر دارند و آن ارتباطات آن به آن در تغییر میباشند پس هیچ قضیه دائمی وجود ندارد و مخصوصاً اعتقاد به ضروری و دائمی در منطق جامد انسان را به نتایج غلط میرساند.»*
چنانکه ملاحظه میفرمایید خود ماتریالیستها بدون آنکه توجه داشته باشند، به دائمی بودن بعضی قضایا (ماده دائماً در حرکت است) معترفند. در منطق قدیم نیز بعضی از قضایا را دائمی میدانستند نه تمام قضایا را.
(*) رجوع شود به ماتریالیسم دیالکتیک ارانی، صفحه ٤٦ و ٤٧ و ٤٨.