مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢٨ - نکته ٢
وجودات واقعی و نفسی اشیاء است نه وجودات قیاسی و یا پنداری آنها. بدبخت و محروم و ناقص و ناکام وقتی دارای این صفتهاست که وضع موجود حال او را با یک
فلسفههای مبتنی بر بدبینی و فلاسفه بدبین جهان که کم و بیش در همه جهان وجود داشتهاند مولود احساس شرور و بدیها میباشند.
فلاسفه و حکمای الهی در مقابل حل شبهه شرور و بدیها سه قسمت را مورد بحث و مطالعه قرار دادهاند:
الف. ماهیت شرور و بدیها چیست؟ و چه ریشهای دارند؟
ب. تفکیک ناپذیری خیرات و شرور از یکدیگر و غلبه خیرات بر شرور.
ج. فوائد و آثار مفید شرور و بدیها و این که هر شری خیری به دنبال خود میآورد.
اما قسمت اول: یک تحلیل و سبر و تقسیم عقلی ثابت میکند که شر از نیستی برمیخیزد نه از هستی، یعنی آنچه بد است یا خود عدم است مانند کوری، فقر، ناتوانی، نابرابریها، زشتیها، پیریها، مرگها (به اعتباری) یا چیزی است که منشأ فقدانات و اعدام میگردد مانند موذیها، آفتها، بلاها، ظلمها و تجاوز به حقوقها، سرقتها و فحشاها، و از این قبیل است اخلاق فاسد نظیر کبر، حسد، بخل و غیره.
مرگ و فقر و ضعف و پیری و ناتوانی و زشتی از آن جهت بد است که آدمی فاقد حیات و ثروت و قوّت و جوانی و زیبایی است. فقدان و نداشتن بد است. موذیها و آفتها و بلاها و امثال اینها از آن جهت بد میباشند که وجودشان منجر به سلب حیات نعمت میگردد.
پس میتوانیم بگوییم که وجود مطلقا خیر است و عدم، شر است. و البته هر عدمی متصف به شرّیت نمیشود، آن عدم متصف به شرّیت میگردد که عدم ملکه باشد یعنی هر گاه موجودی باشد که استعداد یک کمال خاص در آن وجود داشته باشد و آن کمال خاص وجود پیدا نکند و یا پس از وجود پیدا کردن به عللی معدوم گردد، عدم چنین کمال که به عنوان یک حالت خاص، صفت آن موجود واقع میشود شر است.
از اینجا معلوم میشود که فکر ثنویت اساس درستی ندارد، زیرا اشیاء و موجودات واقعاً دو دسته و دو صنف نیستند: صنف خوبها و صنف بدها. بدها و بدیها یا نیستیها هستند پس در صنف موجودات قرار نمیگیرند، و یا هستیها هستند که از آن