مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - نکته ٢
ثانیاً اگر دانشمند دیالکتیک، راستی خارج را تعقل نسبی میکند باید هم خارج مطلق و هم تعقل مطلق را بپذیرد زیرا تعقل نسبی تعقلی است که نسبی است و وصف و موصوف غیر همدیگر میباشند. اساساً چگونه امر نسبی را بیامر مطلق میتوان تصور کرد؟
ثالثا ایده آلیسم که علم به واقعیت خارج را نفی میکرد مرادش همان علم مطلق به واقعیت خارج بود (هر چه را که خارج تصور کنیم فکری است که غیر از خارج است) بنابر این به چه دلیل دانشمندان دیالکتیک با گروهی که هم عقیده خودشان میباشند به جنگ برخاسته و سخنانشان را ابطال مینمایند؟
دانشمندان دیالکتیک دوباره پاسخ میدهند:
واقعیت خارج چون در تحول دائمی است ثابت نیست و تغییر عین ذاتش میباشد و وصف و موصوف در وی یکی است اگر چه به حسب تعبیر از این مصداق با مجموع دو مفهوم حکایت میکنیم و آنگاه متافیزیک دو مفهوم مطلق میپندارد.
ما در پاسخ این پاسخ نیز میگوییم:
تغییر و تحول را در واقعیت ماده قبول داریم ولی «فکر» این خاصه را ندارد و همین سخن که شما میگویید «این مفهوم در پندار شما مطلق و ثابت است» دلیل ماست به مدعای خودمان.
نکته ٣
ایده آلیست حقیقی کسی است که مطلق واقعیات را نفی میکند که در معنای نفی مطلق است و اینان اگر چه بسیار کم و نایاب و شاید در این عصر مصداق نداشته باشند ولی دستهای از قدما را تاریخ با این مسلک ضبط نموده است و در هر حال
ارزش معلومات که در حاشیه پیش شرح دادیم نظریهای را انتخاب کرده است که منتهی به مسلک شکاکان میشود و اما در این مسأله (مسأله ماهیت علم) نظریهای را انتخاب کرده است که منتهی به مسلک سوفسطائیان میشود. تحقیق مسأله ماهیت علم بنا بر اصول فلسفه اولی (متافیزیک) در مقاله چهارم و پنجم خواهد آمد.