مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٦ - نکته ٢
آزمایش در تکامل جهان
قانون نامبرده چنانکه در فلسفه مسلّم و مورد قبول است دانشمندان علوم امروزه نیز او را پذیرفتهاند زیرا آزمایشهایی که در مورد انسان و حیوان و نبات در فنون مربوط به آنها انجام گرفته نشان میدهد که این انواع در یک حال قرار نگرفته
بخواهیم وارد شویم تحلیل عقلانی ماهیت حرکت، ما را به این نتیجه میرساند بدون اینکه نیازمند تجسس احوال موجودات زنده باشیم.
اثبات فلسفی غایت از طریق حرکت از این راه است که:
اولًا چنانکه قبلًا ثابت شد حرکت در ذات خود بسیط واحد است و اجزاء آن همه فرضی و اعتباری است. اگر حرکت را تقسیم کنیم به اجزاء و قسمتهایی به حسب مسافت یا به حسب زمان، آن اجزاء و اقسام واقعاً از هم مجزا نیستند. پس هر حرکتی یک واقعیت است.
ثانیاً حرکت هر چند خود نوعی فعلیت است زیرا اگر آن را در مقابل سکون قرار دهیم فعلیتی است از فعلیتها، اما این تفاوت را با همه فعلیتها دارد که آمیخته است با قوّه. شئ مادام که در حرکت است بالقوه است و فعلیتی پشت سر دارد. لهذا حرکت را «کمال اول» نامیدهاند نه کمال ثانی، و گفتهاند «کمال اول است برای شئ بالقوه» یعنی تا شئ حالت بالقوه نسبت به شئ دیگر که «کمال ثانی» نامیده میشود نداشته باشد نمیتواند حرکت داشته باشد. از این رو حرکت طلب است نه مطلوب. به عبارت دیگر حرکت انتقال از حالتی به حالت دیگر است اما خود حالتی از حالات نیست، فرضا آن را «حالت» بدانیم با سایر حالات این تفاوت را دارد که وسیله رسیدن به یک حالت دیگر است. پس هرگاه حرکت را به عنوان یک واحد در نظر بگیریم فعلیتی بیرون از خود را ایجاب میکند. پس محال است که خود حرکت ملاک فعلیت یافتن قوههای موجود باشد. همچنین است هر چیزی- خواه عرض و خواه جوهر- که وجودش مساوی با حرکت باشد. پس همواره آن فعلیتی که شئ بالقوه خواهان آن فعلیت است واقعیتی است ماوراء حرکت که وصول به آن پایان حرکت است و شئ متحرک حرکت را وسیله وصول به آن قرار میدهد و اوست غایت و مقصد متحرک و هم