مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - نکته ٢
همان وجود و واقعیت است، و از این نکته باید نتیجه گرفت که: «وجود بسیط محض و خالص است».
ثانیاً حقایق گوناگون مهیات و خواص و آثار خارجی آنها اگر چه حقیقتا از آن وجود و در وجودند ولی در مرحله واقعیت شکل دیگر به خود میگیرند؛ مثلًا آتش
البته نحوه اشتراک و اختلاف در وجودات با نحوه اشتراک و اختلاف در ماهیات مختلف است ولی اشتراک و اختلاف در وجودات است که در ذهن روی خاصیت مخصوص ذهن به صورت دیگری جلوه میکند.
ج. در مبحث «حرکت» تحقیق خواهد شد که فرض «اصالت مهیت» و همچنین فرض «تباین وجودات» با حرکات اشتدادی و استکمالی که در «واقعیت» هست منافی است و چون وقوع حرکت و وقوع استکمال و اشتداد در حرکت، امری قطعی و غیر قابل تردید است پس، از فرض اصالت مهیت و همچنین از فرض تباین وجودات برای همیشه باید دست کشید.
د. ما در ذهن خود از «وجود» مفهوم واحدی داریم که بر همه وجودات عینی قابل انطباق است و بدیهی است که انطباق مفهومی بر مصداقی گزاف و بلا مناط امکان پذیر نیست یعنی میبایست یک جهتی در مصداق باشد که به اعتبار آن جهت آن مفهوم بر آن مصداق منطبق میشود و الّا میبایست هر مفهومی بر هر مصداقی قابل انطباق باشد و یا هیچ مفهومی بر هیچ مصداقی قابل انطباق نباشد. مفهوم «وجود» مفهومی است که بالضروره بر همه وجودات عینی قابل انطباق است و اگر این وجودات هر یک حقیقتی مباین و بیگانه مطلق از سایر وجودات باشد یک جهت مشترکی که مناط انطباق مفهوم وجود بر مصادیق وی باشد در کار نبود و قهراً این مفهوم بر آن مصادیق قابل انطباق نبود و حال آنکه بالضروره قابل انطباق هست.
پس در مسأله تحقیق در وحدت و کثرت واقعیت عینی، یگانه نظریهای که قابل قبول است، هم نظام خارجی عینی موجودات را میتواند توجیه کند و هم نظام ذهنی مفاهیم و ماهیات را، هم با عقل سازگار است و هم با حس، همانا نظریه «تشکیک وجود» است و اینکه ما این نظریه را به نام «نظریه وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» نامیدیم از آن جهت است که ملاک کثرت بیرون از ملاک وحدت و ملاک وحدت بیرون از ملاک کثرت نیست. روی این نظریه حقیقت وجود هم واحد شخصی