مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - نکته ٢
صورت نظریه علیحده بیان کردیم و البته بر اهل فن پوشیده نیست که لازمه نفی جبر علّی و معلولی و همچنین لازمه نفی نیازمندی معلول به علت در بقا همانا نفی قانون علیت و معلولیت و قول به صدفه است و ما قبلًا هم به این نکته اشاره کردهایم و در مبحث «علت و معلول» مفصلا بیان خواهیم کرد. علیهذا این تجزیه در اینجا بر سبیل مماشات است یعنی بر طبق ادعای طرفداران این نظریههاست که از طرفی جبر علّی و معلولی یا نیازمندی معلول را به علت در بقا نفی میکنند و از طرف دیگر خود را به قانون علّیت عمومی مذعن میشمارند و قائلین به صدفه و اتفاق را منکر علم و ضد عقل قلمداد میکنند و الّا این نظریهها از نظریه صدفه و اتفاق قابل انفکاک نیست.
به هر حال لازمه ضروری بودن نظام موجودات این است که هر حادثهای که در جهان هستی واقع میشود واقع شدنش حتمی و قطعی و خلاف ناپذیر است و آن حادثه رابطه ذاتی و تکوینی با سایر موجودات جهان دارد یعنی نسبت به بعضی معلول و نسبت به بعضی علت و نسبت به بعضی اشتراک در علل اولیه دارد و چون ارتباط آن حادثه با سایر حوادث عالم ذاتی و تکوینی است مشخصات وجودی وی نیز ضروری و قطعی و خلاف ناپذیر است یعنی آن حادثه که فرضا رابطه زمانی و مکانی و وضعی و اضافی و غیره با سایر موجودات دارد، مثلًا از لحاظ زمان بر بعضی مقدم و از بعضی مؤخر و با بعضی مقارن است و در هر لحظه از زمان نسبت به بعضی از موجودات از لحاظ مکانی دور یا نزدیک و از لحاظ وضعی محاذی با بعضی و غیر محاذی با بعضی دیگر است، همه اینها با در نظر گرفتن علل قطعی که به حوادث احاطه کرده است ضروری و وجوبی است و محال است که خلاف آنچه هست و واقع میشود واقع شود.
« اصالت وجود » و ضرورت و امکان
آنجا که منشأ ضرورت و امکان را بیان میکردیم به سه نظریه که به ترتیب هر نظریه بعدی از نظریه قبلی کاملتر بود اشاره کردیم.
آنچه قبلًا در بیان منشأ ضرورت و امکان گفتیم با قطع نظر از اصالت وجود یا اصالت ماهیت بود. همچنانکه در مقاله ٧ گفتیم بحث اصالت وجود و اصالت ماهیت به این صورتی که امروز مطرح است در پیش از چهار قرن پیش مطرح نبود و از این رو