مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠٣ - تنبیه و تذکر
را نمیتواند به خود گیرد.
و گذشته از این، مادهای که تنها امکان ترکیبات و صور و خواص را دارد و بس، با مجرد جواز و امکان، فعلیت آنها را نمیتواند واجد شود، مانند پنبهای که قابلیت رخت شدن دارد، به مجرد این قابلیت رخت نمیشود و نمیشود پنبه را پوشید، بلکه دستهای دیگری نیز مانند کارخانه ریسندگی و بافندگی و خیاطی باید به میان بیاید.
(٤). و مانند کسانی که به واسطه تمیز ندادن میان فعل و قبول (کنش و پذیرش) به انکار علت فاعلی و قناعت به علت مادی گرفتار شده و در اینجا گفتهاند:
«درست است که جهان علت میخواهد ولی علت وی همان مادهای میباشد که با تجزیه و ترکیب خود با شرایط گوناگون پدیدههای رنگارنگ میآفریند.»
اینان چنانکه در مقاله ٩ بیان شد میان «تأثیر» و «تأثر» فرق نگذاشتهاند در حالی که تأثیر، معنی «از موجودی خود دادن» و تأثر، معنی «از موجودی دیگران گرفتن» دارد و به عبارت دیگر در مورد تأثیر، لازم است مؤثر اثر را واجد باشد، و در مورد تأثر متأثر باید فاقد اثر باشد؛ و البته «فقدان» نمیتواند «وجدان» شود و به همین جهت ماده که حامل امکان و قابلیت شئ است نمیتواند فعلیت همان شئ را که ندارد به خود بدهد.
درست است که فعلیتهایی که در ماده به وجود میآیند با تجزیه و ترکیب و پیدایش شرایط مناسبه به وجود میآیند، ولی باید دید که آیا تنها امکان تجزیه و ترکیب در ماده میتواند فعلیت تجزیه و ترکیب را به وجود آورد؟
و آیا امکان شرایط همان فعلیت شرایط میباشد؟
و آیا فعلیت تجزیه و ترکیب و پیدایش شرایط که همه از سنخ حرکت میباشند، محرک- که یک نوع علت فاعلی است- نمیخواهد با اینکه حرکت بیمحرک نمیشود؟
آری اینان اول در ماده حرکت دائمی اثبات کرده و میگویند: «انبوه بیشماری از اجزاء در فضا به همدیگر برخورد نموده و جهانی تشکیل میدهند» و پس از آنکه این کار را با «اتفاق» ساختند میگویند «اتفاقی نیست و علت- یعنی علت مادی- ثابت است» و هر جا علتی فاعلی روشن میبینند نام «شرط» به وی داده و آهسته رد میشوند در صورتی که ما میدانیم واقعیت اشیاء با نامگذاری تغییر نمیپذیرد و بحث فلسفی هم تئوری خالی را که هیچ اثبات نشود برنمیدارد.