مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠ - نکته ٢
بوده و البته این خانوادهها به تدریج رو به ازدیاد و توسعه رفتهاند یعنی با مرور زمان هر اندازه مجاهدتهای بیشتری از طرف علما شده افراد دیگری از همان اصل واحد (مستقیماً) تولید شده است.
گاهی بین افراد هر خانوادهای با خانواده دیگر در عین اینکه از لحاظ خانوادگی متمایزند رابطهای شبیه رابطه فامیلی دیده میشود که قرابت و خویشاوندی علمی را با علم دیگر نمایان میسازد نظیر رابطهای که بین علم حساب و علم هندسه وجود دارد.
و همچنین بین هر فامیلی با فامیل دیگر رابطهای شبیه رابطه نژادی دیده میشود نظیر رابطهای که بین علوم نظری (در مقابل علوم عملی) هر یک با دیگری دیده میشود.
ارتباط خانوادهها و فامیلها و نژادها در علوم موجب شد که دانشمندان به تقسیم و طبقهبندی علوم بپردازند و اولین تقسیم و طبقهبندی که از قدیم دیده میشود همان تقسیم و طبقهبندی معروف ارسطویی است و ابن سینا آن را به بهترین صورتی بیان و تکمیل کرده و برخی مانند شیخ اشراق ایراداتی بر آن وارد کردهاند و برخی دیگر آن ایرادات را دفع کردهاند که در جای خود مسطور است و لزومی ندارد ما در اینجا کلام را اطاله کنیم.
آنچه در اینجا لازم است بیان این جهت است که آن اصل واحدی که مسائل هر علمی را به صورت افراد یک خانواده درآورده و بین آنها رابطه ذاتی برقرار کرده چیست؟
و همچنین منشأ قرابت فامیلی خانواده های مختلف علوم و منشأ قرابت نژادی فامیلها چیست؟ و آیا تمام نژادهای علوم واقعاً و حقیقتاً از یک جدّ اعلی منشعب میشوند؟ و اگر چنین جدّ اعلایی در کار هست آن کیست و چیست؟
منطقیین و فلاسفه بعد از تحقیق و جستجوی بسیار به این نتیجه رسیدهاند که هیچ علمی خالی از موضوع نیست و آن چیزی که مسائل هر علمی را به صورت افراد یک خانواده در میآورد همان «موضوع» آن علم است و آن چیزی هم که منشأ قرابتهای فامیلی و نژادی علوم است همانا قرابتهایی است که بین موضوعات علوم برقرار است و اگر برای همه علوم جدّ اعلایی قائل شویم همانا آن جدّ اعلا نیز مربوط به موضوعات علوم است.