مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩ - نکته ٢
دارد و نسبتی از قبیل بزرگی و کوچکی و دوری و نزدیکی و جهت و حرکت به وجود آورده ادراک میشود و البته احکامی به شماره ترکیباتی که از مدرکات به عمل میآید انجام میگیرد: «این جزء بزرگتر است از آن جزء» و «این سوی صورت
عقلیه قائل بودند (ارزش یقینی غیر قابل تخلف) برای مسائل و فرضیههای علوم حسی قائل شود پس با تجدید نظرها و کشف خلافها چه کند؟
برای رهایی از این بن بست، این راه به نظرش رسیده که برای مسائل تجربی و فرضیههای علوم طبیعی ارزش یقینی قائل شود و تجدید نظرها و کشف خطاها را از راه «تغییر حقیقت» و «امکان اجتماع صحیح و غلط» توجیه کند و بگوید حقیقت و خطا، و صحیح و غلط، و صدق و کذب با هم منافاتی ندارد، هم قانون علمی قرن گذشته صحیح و حقیقت بود و هم قانون علمی امروز که مخالف آن است، زیرا حقیقت هر روز تغییر میکند و لهذا در قرن گذشته که میگفتند «اتم بسیط است و قابل تجزیه نیست» صحیح بود، امروز هم که میگویند «اتم بسیط نیست بلکه مرکب است از اجزاء زیادی» نیز صحیح است و هر دو یک حقیقتاند که تغییر کرده و تکامل یافته.
آیا اگر شما بجای طرفداران ماتریالیسم دیالکتیک بودید راه فرار دیگری از اشکال بالا پیدا میکردید؟
و آیا دانشمندان مادی چارهای داشتند جز آنکه با این سفسطه (ببخشید تحقیق عمیق!) خود را خلاص کنند؟
البته یک سلسله اشتباهات فلسفی دیگر نیز که دامنگیر این آقایان شده کمک کرده است که فرضیه «تکامل حقیقت» و فرضیه «امکان اجتماع حقیقت و خطا» را بسازند، ولی تردیدی نیست که گرفتاری در این بن بست و پیدا کردن راه فراری برای رهایی از آن، دخالت زیادی داشته است.
چنانکه از کلمات مادیین هویداست همیشه نتیجه دادن عملی را گواه بر صحت و ارزش نظری یک فرضیه میگیرند، آنگاه نتیجه میگیرند که چون دو قانون علمی مخالف، هر دو در عمل نتیجه مثبت دادهاند پس هر دو حقیقت بودهاند.
ما در مقدمه این مقاله روشن کردیم که نتیجه عملی دادن گواه بر صحت و ارزش نظری یک فرضیه نیست و ضمناً توضیح دادیم که هیچیک از دانشمندان نتیجه عملی را دلیل بر ارزش نظری نمیگیرند، در اینجا نیازی به تکرار نداریم.