مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٩ - نکته ٢
علت صوری
در حقیقت، وی همان فعلیت شئ است که نام نوعی خود را به واسطه او برداشته مانند انسان، گوسفند، گنجشگ، درخت بید، اکسیژن، هیدروژن و ...
و فرق میان «صورت» و «علت صوری» نظیر فرق میان «ماده» و «علت مادی» میباشد چنانکه گفته شد.
صورت و فعلیت خاصی را پذیرفتهاند به وجود آمده باشند و آن مواد نیز ممکن است از مادههایی بسیطتر و سادهتر به وجود آمده باشند، چون ممکن نیست که تا بینهایت این فرض پیش برود بالاخره باید منتهی شود به چیزی که او از اجتماع چندین ماده درست نشده. در اصطلاح فلسفی (نه علمی) چنین چیزی را «عنصر» میگویند ولی آیا عنصر، بسیط است یا مرکب؟ اگر بسیط است پس همه عناصر باید یکنواخت و دارای یک خاصیت بوده باشند و حال آنکه اینطور نیست. پس معلوم میشود که هر عنصر نیز از ماده مشترکه و صورت مخصوص به خود که منشأ اختلاف اثر شده به وجود آمده است و آن ماده مشترکه یا خود ماده حقیقی است و یا آنکه مجموعی از ماده و صورت است و بالاخره منتهی به ماده حقیقی است. ماده حقیقی چیزی است که فقط ماده است یعنی او چیزی است که فعلیت و واقعیتی جز ماده بودن و مایه بودن ندارد؛ و اما سایر مراتب، ماده حقیقی نیستند بلکه ماده نسبی هستند یعنی نسبت به اموری که از آنها ساخته شدهاند ماده هستند ولی خودشان مجموعی از ماده و صورتی هستند.
مسأله غامض و مهمی که از آغاز تاریخ تفکر فلسفی، بشر را به خود متوجه ساخته این است که ماده اولی یا مادة المواد عالم چیست؟ یعنی آن چیزی که همه این نقشها و صورتها و فعلیتها را به خود گرفته و پذیرفته است چیست؟ این سؤال، سؤال از علت مادی عالم است همان طوری که سؤال از وجود واجب الوجود و صانع کل، سؤال از علت فاعلی عالم است. قسمتی که در پیش فیالجمله مورد بحث قرار گرفت دایر بر اینکه «آیا ممکن است علت فاعلی عین علت مادی باشد؟» مربوط به همین مطلب است زیرا منظور فلسفی از طرح آن مسأله این است که آیا همان چیزی که این نقشها و صورتها و فعلیتها را پذیرفته و به خود گرفته همان است که این صورتها و