مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٠ - نکته ٢
ممکن است این دانشمندان بگویند فلسفه ما دوش به دوش واقعیت خارج پیش میرود و در واقعیت خارج حرکات بسیط تنها نداریم، هر چه هست محصول اجتماع و فعل و انفعال بسایط است. ولی این سخن سودی به آنها نمیدهد زیرا این قانون در بسیاری از مرکبات نیز مانند مرکباتی که سیر تحول و تکامل آنها تقریبا یکنواخت میباشد جریان ندارد.
عناصر ضد اولی و هم عناصر ضد دومی و در عین حال در سطح عالیتری از آندو قرار گرفته باشد، مطلبی است که فی الجمله صحیح است ولی نه به صورت یک قانون عمومی و فلسفی که شامل همه اشیاء اعم از بسیط و مرکب، ماده و فکر باشد و نه به صورت یک امر دائمی که الزاما آن حالت متعادل و متکامل نیز به نوبت خود به سوی ضد خود کشیده شود و مرحله عالیتری را طی کند و این جریان تا بینهایت ادامه یابد.
مثلث «تز، آنتیتز، سنتز» در بسائط بلکه در مرکبات حقیقی که یک واحد واقعی را تشکیل میدهد و به اصطلاح دارای یک صورت واحد نوعی است از قبیل واحد گیاه و واحد حیوان و واحد انسان جاری نیست. انسان در سیر تکاملی خود چنین نوساناتی را طی نمیکند و در داخل وجود انسان چنان قوای متضادی که منجر به چنین حرکتی بشود وجود ندارد. این مثلث تنها در مرکباتی وجود دارد که مرکب واقعی نیستند بلکه مرکب اعتباری میباشند و اجزاء آن مرکب تأثیرات متضادی در یکدیگر مینمایند از قبیل «جامعه».
این سیر تثلیثی از آن ناشی میشود که اشیاء تأثیرات متضادی در یکدیگر دارند و با هم از جهتی در حالت جنگ و نزاع میباشند. اشیاء به حسب طبیعت اولی خود یک سیر آرام مستقیم و متکاملی را دارند و در اثر برخورد با یک عامل مخالف از حالت وسط و متعادل به یک حالت انحرافی رانده میشوند ولی عکس العمل نشان میدهند و در جهت مخالف آن حالت انحرافی سیر میکنند و از حد وسط گذشته به نقطه مقابل آن که ضد آن است میرسند، بار دیگر در جهت همان حالت انحرافی اولی که نیروی متضاد وارد کرده بود باز میگردند ولی پس از نوساناتی در حد وسط استقرار مییابند و البته در سطح بالاتری از آنچه قبلًا بود زیرا در جریان نوسانها نیروهای ذاتی شئ دائماً در حال فعالیت بوده است.