مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨٣ - نکته ٢
راه، ذهن هرگز به ملاک وجوب وجود دست نمییابد.
ولی در متون اسلامی بر چیزی دیگر غیر از وجوب وجود تکیه شده است و آن همان چیزی است که ملاک وجوب وجود است یعنی اطلاق و لا حدّی و بیمرزی ذات حق، و البته این مطلب خود مبتنی بر اصل دیگری است که اکنون مجال بحث در آن نیست.
به هر حال در متون اسلامی نه تنها در این مسائل به سکوت برگزار نشده است، یک سلسله مسائل در اوج اندیشه بشری طرح شده است که در جهان اندیشه و تفکر سابقه ندارد.
اینها برای چه و به چه منظوری طرح شده است؟ اینها دستور العمل نیست تا گفته شود وظیفه ما عمل است و بس. اینها یک سلسله مسائل نظری است. اگر این مسائل برای عقل بشر قابل فهم و درک نیست در طرح اینها چه سودی است؟ درست مثل این است که معلمی بر سر کلاس اول ابتدائی مسائل مربوط به دوره دانشگاه را طرح کند و از کودکان درخواست کند که آنچه من میگویم گرچه شما نمیفهمید ولی بپذیرد.
در حدیث است که از علی بن الحسین علیه السلام درباره توحید پرسش شد، فرمود:
«خداوند میدانست در آخر الزمان گروههایی ژرف اندیش خواهند آمد، از این رو «قل هو اللّه احد» و آیات اول سوره حدید را فرستاد و هر کس سخنی غیر آنها بگوید هلاک شده است» [١].
نظریات دقیق فلسفی و عرفانی ثابت کرده است که آیات «قل هو اللّه احد» و آیات اول سوره حدید قله نهایی توحید و معرفت است.
طرح مباحث عمیق الهی از طرف ائمه اطهار و در رأس آنها علی علیه السلام سبب شد که عقل شیعی از قدیمالایام به صورت عقل فلسفی و استدلالی درآید. در
[١] کافی، ج ١/ ص ٩١ و توحید صدوق چاپ مکتبة الصدوق، ص ٢٨٣.