مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩٢ - نکته ٢
مدعا، و چون ارتفاع نقیضین محال است پس خود مدعا حق است. علیهذا یکی از پایههای برهان خلف امتناع ارتفاع نقیضین است.
در این برهان آن چیزی که مدعا قرار میگیرد به دو نحو قابل تقریر است: یکی آنکه مدعا نفس تصور ذات برتر و بزرگتر باشد، پس صورت برهان چنین میشود: «ما ذات بزرگتر یا وجود کامل را تصور میکنیم و باید آنچه ما تصور میکنیم وجود داشته باشد زیرا اگر وجود نداشته باشد ما ذات بزرگتر را تصور نکردهایم».
اگر برهان را اینچنین تقریر کنیم ملازمه غلط است یعنی لازمه وجود نداشتن آن ذات اعلی و اکمل این نیست که ما او را تصور نکرده باشیم و تصور ما از ذات بزرگتر تصور ذات بزرگتر نباشد پس، از این نظر خلفی لازم نمیآید، ذات بزرگتر چه وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد تصور ما از ذات بزرگتر تصور از ذات بزرگتر است. پس نمیتوان از تصور ذات بزرگتر وجود خارجی ذات بزرگتر را استنتاج کرد. پس «شئ از تصور استنتاج نمیشود».
دیگر آنکه مدعا واقعیت ذات بزرگتر باشد. پس باید چنین بگوییم که ما ذات بزرگتر را در خارج در نظر میگیریم، آنگاه میگوییم: «این ذات بزرگتر خارجی باید وجود هم داشته باشد و الّا ذات بزرگتر نیست زیرا ذات بزرگتر موجود از این بزرگتر مفروض بزرگتر خواهد بود. پس ذات بزرگتر مفروض ذات بزرگتر نخواهد بود».
بدیهی است که در این تقریر، وجود به منزله یک صفت و عارض خارجی بر ذات اشیاء فرض شده است یعنی برای اشیاء (و در ما نحن فیه برای ذات اعلی و اکمل) قطع نظر از وجود، ذات و واقعیتی فرض شده است، آنگاه گفته شده است که وجود لازمه ذات بزرگتر است؛ چه، اگر ذات بزرگتر وجود نداشته باشد، ذات بزرگتر نخواهد بود زیرا ذات بزرگتر موجود از ذات بزرگتر غیر موجود بزرگتر خواهد بود.
تفکیک ذات اشیاء از وجود در ظرف خارج، و توهّم اینکه وجود برای اشیاء از قبیل عارض و معروض و لازم و ملزوم است، اشتباه محض است. اشیاء قطع نظر از وجود، ذاتی ندارند. اینکه ذهن برای اشیاء ذات و ماهیتی انتزاع میکند و وجود را به آن ذات نسبت میدهد و حمل میکند، اعتباری از اعتبارات ذهن است و بس.
علیهذا راه صحیح فقط این است که بگوییم: بدیهی است که حقیقتی ماوراء ذهن موجود است، یعنی بر خلاف نظر سوفسطائیان همه چیز خیال اندر خیال نیست،