مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٨ - نکته ٢
امروزه به ثبوت رسانیدهاند که ساختمان اجسام متصل واحد نیست و هر جسمی مرکب از یک دسته اجزای کوچک و ریز است که قابل تبدیل به انرژی میباشند و در حقیقت هر جزء مادی از تراکم یک توده انبوهی از انرژی به وجود آمده و خود انرژی نیز ساختمان دانه دانه که هر دانهای «کوانتوم» نامیده میشود دارد.
حس درمیآید متفاوت است؟ در این موضوع سه نظریه اصلی و اساسی وجود داشته است:
الف. نظریهای که از دوره ارسطو به بعد اکثریت قریب به اتفاق فلاسفه تا عصر جدید آن را پذیرفتهاند و در اصطلاح فلاسفه اسلامی به عنوان نظریه «جمهور حکما» معروف است. طبق این نظریه اجسام و اجرامی که محسوس میباشند از قبیل آب و هوا و آتش هر کدام یک واحد واقعیت است دارای ابعاد طول و عرض و عمق همچنانکه در حس میآیند.
ب. نظریه ذیمقراطیس. طبق این نظریه اجسام و اجرام محسوس تشکل یافتهاند از مجموعهای از ذرّات بسیار ریز غیر محسوس و غیر قابل شکستن (ذرات صغار صلبه). به عقیده ذیمقراطیس هر جسمی که به وسیله شکستن یا بریدن و غیره دو تا میشود در واقع به این صورت است که ذراتی که در کنار هم قرار داشتند از یکدیگر دور میشوند ولی طبق نظریه جمهور حکما وقتی که جسمی را دو قسمت میکنیم واقعاً یک واحد واقعی را تبدیل به دو واحد میکنیم « (*)». و نیز طبق نظریه ذیمقراطیس خود ذرات تشکیل دهنده اجسام محسوس، نشکن و غیر قابل تقسیم میباشند یعنی منقسم شدن و دو پاره شدن آنها محال است بر خلاف نظریه دیگران که واحد جسم هر اندازه ریز و کوچک باشد خاصیت قابلیت انقسام از او سلب نمیشود. بنابر نظریه ذیمقراطیس هر یک از ذرّات تشکیل دهنده جسم، خود دارای طول و عرض و عمق است و وحدت اتصالی دارد و در حقیقت جسم واقعی- یعنی واحد جسم- همان ذرات میباشند و اجسام محسوسه هر کدام مجموعهای از عدهای از اجسام کوچکتر میباشند و در حقیقت ذیمقراطیس از نظر فلسفی- یعنی از آن نظر که مربوط است به
______________________________
(*) در اینجا دو مطلب است: یکی اینکه جسم از نظر صورت جسمیه یک واحد است و تبدیل به دو واحد میشود. دیگر از نظر صورت نوعیه است که ملاک شخصیت هر جسم به شمار میرود. در مورد ذی حیاتها قطعا مطلب چنین است، اما غیر ذی حیاتها چطور؟