مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٧ - نکته ٢
فلاسفه نسبت دادهاند و خامسا گاهی که به آنان خرده گرفته شده که وجود آثار اختیار مانند امر و نهی و تربیت و تبلیغ و دعوت و اقدام و فداکاری در انسان با نفی کامل اختیار نمیسازد، پاسخ دادهاند که اراده انسان جزء علت فعل است در حالی که مستشکل با تسلیم همین مقدمه اشکال خود را متوجه
آب گیلاس مینوشد. کسی او را مجبور به نوشیدن آب نکرد، خود او اختیاراً گیلاس را برداشته و نوشید. مسلّماً نزد خود احساس این اختیار را نیز مینماید ولی آیا این اطمینان او بر اختیار خویش دلیل است بر اینکه او واقعاً با اختیار آب را نوشید؟ نه، زیرا هر شخص دقیقی میفهمد که اگر ناطق، گیلاس آب را با این حرارت به سر کشیده علت این است که گلویش خشک شده و این خشکی گلو در اثر حرف زدن اوست که منتج به حدوث تغییراتی در گلوی او شده که بالاخره منجر به آشامیدن گردیده، پس علت این کار تغییر فیزیولوژی (جسمانی و آلی) بوده که در ناطق ما پیدا شده و او را مجبور به نوشیدن آب کرده است.»
اولًا موضوع مختار بودن و آزاد بودن انسان ارتباطی با موضوع استقلال اراده ندارد. البته اراده انسان نیز حادثهای است از حوادث عالم و پیدایش وی در اثر علل معینی است؛ و ثانیاً اینکه میگوید «تغییر فیزیولوژی، ناطق را مجبور کرده که آب بنوشد» غلط است. این گونه عوامل همواره انسان را به طرف عمل تحریک میکند ولی مجبور نمیکند؛ یعنی قدرت مقاومت انسان در مقابل این عوامل همیشه محفوظ است و اگر احیاناً پس از سنجش و مقایسه فهمید که ضرر نوشیدن آب بر فایدهاش غلبه دارد، مثل آنکه چنین تشخیص داد که این نوشیدن در این حال موجب عوارض ناخوشی خواهد شد، جلو آن تحریک غریزی را میگیرد و از نوشیدن آب صرف نظر میکند. پس انسان هیچ اجباری در مقابل تحریکات غریزی که از طبیعت مادی سرچشمه میگیرد ندارد. انسان دارای شخصیت اخلاقی است. شخصیت اخلاقی انسان وابسته به مقدار مقاومتی است که در مقابل همین تحریکات نشان میدهد و اگر اراده انسان صد در صد مطیع این تحریکات است پس شخصیت اخلاقی معنا ندارد.
در این مورد یک نکته روانشناسی هست که به نوبه خود حاوی سرّ فلسفی بزرگی است. آن نکته این است که انسان هنگامی که به منظوری اخلاقی در مقابل تحریکات شهوانی مقاومت میکند در خود احساس پیروزی و موفقیت میکند و