مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٣ - نکته ٢
طبیعت به واسطه پیشامد «مرگ» از فعالیت خود باز میایستد و در نتیجه طومار اندیشه و آرزوهای انسانی پیچیده میشود یا اینکه انسان به واسطه خاتمه دادن اندیشه و پندار به سیر طبیعت خاتمه داده و در آرامگاه جاویدانی خود نشیمن میگزیند؟
پاسخی که کاوش علمی، بلکه معلومات بسیط ابتدائی انسان، به این پرسش میدهد این است که سازمان طبیعت و تکوین، متبوع و سازمان اندیشه و پندار تابع و طفیلی او میباشد.
ولی با اینهمه، سازمان فکری را به کلی بیرابطه به سازمان طبیعت و تکوین نمیتوان انگاشت زیرا افعال ارادی همراه فکر خاصی است که با تغییر و بطلان وی فعل نیز متغیر و باطل میشود چنانکه روشنترین آزمایشها در زندگی انسان گواه این سخن میباشد. طبیعت با بطلان فعالیت خود باطل و نابود میشود. پس همان طبیعت انسانی است مثلًا که این اندیشهها را برای دریافت خواص و آثار خود به وجود آورده و از راه آنها به هدف و مقصد طبیعی و تکوینی خود میرسد.
از این بیان نتیجه گرفته میشود:
میان طبیعت انسانی (مثلًا) از یک طرف و خواص و آثار طبیعی و تکوینی وی از طرف دیگر یک سلسله ادراکات و افکار، موجود و میانجی است که طبیعت، نخست آنها را ساخته و به دستیاری آنها خواص و آثار خود را در خارج بروز و ظهور میدهد.
اکنون باید دید که اولًا این ادراکات و افکاری که میان طبیعت و آثار طبیعت واسطه هستند چگونه افکاری میباشند و فرق آنها با افکاری که دارای این خاصیت نیستند چیست؟ ثانیاً ارتباط آن افکار با طبیعت چه ارتباطی است؟ ثالثاً ارتباط آن افکار با آثار طبیعت چگونه میباشد؟
خواننده محترم از یاد نبرد که اختلاف طرز فکر ملل و امم در «افکار اعتباری» است نه در «حقایق» و همان طوری که در مقدمه مقاله گفتیم عقل و معقولات نظری در همه کس و همه جا و جمیع ظروف و احوال یکسان است و لهذا ما نمیخواهیم مدعی شویم که مردم مناطق حارّه طرز فکرشان در ریاضیات و منطق مثلًا با مردم مناطق منجمده متفاوت است، بلکه همان طوری که بعداً خواهد آمد در میان افکار اعتباری نیز یک سلسله افکار هست که قابل تغییر و تبدیل نیست. تفکیک این دو قسم از یکدیگر در متن مقاله خواهد آمد.