مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١ - نکته ٢
راستی ممکن است یک نفر انسان یک عمر تمام سرگرم اندیشههای گوناگون بوده و حتی یک دم، نظر نخستین که گفته شد، از فکر وی عبور و به متخیلهاش خطور نکند و اگر نیز گاهی به فکر سیر طبیعی و تکوینی وجود خود بیفتد بسیار ناچیز و نسبت به تودههای جهان اندیشه و پندار وی در حکم «صفر» میباشد.
میدارد، و گاهی چنان سرگرم اطاعت از تمایلات و پیروی از احساسات و پروراندن آرزوها و تمنیات و اندیشههای ناشی از آن تمایلات است که به کلی از طبیعت و وجود واقعی خویش بیخبر است و همان طوری که در متن اشاره شده: «ممکن است یک نفر انسان یک عمر تمام سرگرم اندیشههای گوناگون بوده و حتی یک دم، نظر نخستین (فعالیتهای طبیعی وجود وی) از فکر وی عبور و به متخیلهاش خطور نکند».
د. گفتیم در عین اینکه هدفی که حیوان به حسب شعور و ادراک خود در نظر میگیرد و برای آن فعالیت میکند مغایر است با هدفی که طبیعت حیوان به سوی آن میشتابد، بین این دو دستگاه (طبیعت و نفسانیات) همکاری و هماهنگی کامل برقرار است و معمولًا همان چیزی تمایل حیوان را ارضاء میکند که طبیعت را به سوی مقصد خویش کمک میکند و بر عکس چیزی طبیعت را به سوی مقصد کمک میکند که تمایل حیوان را نیز ارضاء میکند. حالا باید بدانیم آیا کدامیک از این دو قسمت تابع است و کدامیک متبوع؟ یعنی آیا وجود این تمایلات و غرائز و اندیشهها برای رسیدن طبیعت است به مقصد و هدف خویش، یا آنکه دستگاه طبیعت برای این به وجود آمده که تمایلات مخصوصی را در حیوان ارضاء کند و این اندیشهها و آرزوها و تمنیات را در او پدید آورد؟ همان طوری که در متن بیان شده: «آیا اصالت و هستی حقیقی از آن کدامیک از این دو مرحله بوده و کدامیک از آنها مستقل و متبوع و کدامیک مستمند و طفیلی دیگری خواهد بود؟».
مطالعه زندگی حیوانات، خصوصاً با توجه به «اصل انطباق با احتیاجات» که در مقدمه این مقاله گفته شد، روشن میکند که نفسانیات حیوان یعنی تمایلات و احساسات و اندیشههای ناشی از آنها که این مقاله آنها را «اندیشههای اعتباری» نام نهاده تابع و طفیلی هستند و به منزله ابزاری هستند که طبیعت آنها را برای رسیدن به هدف و مقصد خویش ساخته است.
هنگامی که با نظری دقیقتر مطالعه کنیم خواهیم دید که در حیوان نیرویی هست