مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - مقدمه
را که صورت مکتب فلسفی به خود گرفته «هرمس» [١] حکیم تنظیم نموده و عدهای از فلاسفه که «هرامسه» خوانده میشوند در مکتب او تعلیم و تربیت یافتهاند و چنانکه از کتاب علل منسوب به بلیناس [٢] بر میآید، در آن عهد، فلسفه به نام «علل اشیاء» نامیده میشده. پیروان این مکتب به وجود عالمی ماوراء عالم طبیعت قائل بودهاند.
پس از این دوره نظرهای فلسفی گوناگونی از ملطیین داریم. دوره ملطیین را میتوان دوره دوم تکامل فلسفه نامید. در این دوره نیز مطابق نقلهای تاریخی قدیم و جدید و آنچه در کتب فلسفه از عقاید و آراء آنها نقل شده گفتگو از عالمی ماوراء عالم طبیعت در میان بوده. همچنین یونانیین معاصر ملطیین یا متأخر از آنها تا زمان سقراط.
آنچه هم از فلاسفه هند و چین که معاصر ملطیین (قرن ششم قبل از میلاد) یا قبل از آنها بودهاند نقل شده است تقریباً همین طور است. بالاخره در میان پیشینیان یک مکتب مشخص فلسفی که دارای پیروانی بوده باشد و به کلی منکر ماوراء الطبیعه بوده باشد نمیتوان پیدا کرد. افراد مادی و دهری که در غالب ازمنه بودهاند غالباً کسانی هستند که در حال حیرت و تردید بودهاند و مدعی بودهاند که ادلّه الهیون آنها را قانع نکرده است.
علیهذا برای فلسفه مادی نمیتوان یک سابقه تاریخی پیدا کرد و تنها در قرن هجدهم و نوزدهم بود که در اروپا فلسفه مادی به عللی که عن قریب خواهیم گفت سر و صدایی راه انداخت و قیافه یک مکتب فلسفی به خود گرفت و در مقابل سایر مکاتب عرض اندام و اظهار قدرت نمود هر چند طولی نکشید که در قرن بیستم با شکست شدید مواجه شد و جلال و جبروت خود را از دست داد. پس در حقیقت تاریخچه حقیقی فلسفه مادی از قرن هجدهم شروع میشود.
ولی مادیین خودشان سعی دارند که مکتب مادی را دارای یک سابقه ممتدّ تاریخی و جمیع دانشمندان بزرگ دنیا را مادی جلوه دهند، جلو داران پیشروی علوم را مادی و مادیین را جلوداران پیشروی علوم معرفی کنند، تا جایی که گاهی درباره ارسطو میگویند «بین ماتریالیسم و ایده آلیسم در نوسان بود» و گاهی در نوشتجات
[١] .[٢] .