مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١ - نکته ٢
«صواب» و «خطا» (یا با الفاظ مرادف با آنها) مینامیم و از همین جا روشن میشود که مورد صواب و خطا سه شرط اساسی را لازم دارد:
(١). نسبت و قیاس.
(٢). وحدت میان مقیس و مقیس علیه.
(٣). حکم که عبارت بوده باشد از معنای «این اوست».
کمّی از کمیات یا کیفیتی از کیفیات جسمانی را تصور کنیم لازم است که تصور ما خودش مصداق «جوهر» یا مصداق «کم» یا مصداق «کیف جسمانی» بوده باشد و قهراً خواص و آثار آنها را داشته باشد و حال آنکه ما میدانیم تصورات ما کیفیات نفسانی هستند و مصداق مقوله کیف بوده و خواص و آثار کیف نفسانی را دارا میباشند.
فلاسفه پاسخهای متعددی به این شبهه دادهاند. بهترین پاسخها همان است که صدر المتألهین داده و مورد قبول فلاسفه بعد از خودش واقع شده. ما با حذف مقدمات و دلائلی که این فیلسوف بزرگ آورده به اصل نظریهاش اشاره میکنیم زیرا بیان مفصل این نظریه احتیاج به بیان مقدمات و توضیح اصطلاحات دارد که مناسب این مقاله نیست. غرض ما فعلًا اشاره به یکی از ریشههای اشتباهات ماتریالیسم دیالکتیک است و آن اینکه:
مفاهیم از یک لحاظ عین ماهیت «معلوم» هستند (به حمل اولی ذاتی) ولی از لحاظ دیگر عین آن نیستند یعنی مصداق ماهیت «معلوم» نیستند (حمل شایع صناعی) و لهذا خواص و آثار «معلوم» را ندارند و از این جهت اگر ما یک شئ متکمّم (دارای کمیت) یا متکیف (دارای کیفیت) یا متحرّک (دارای حرکت) را تصور کنیم، مفهوم متصور ما در عین اینکه با خارج عینیت و تطابق دارد خواص و آثار شئ خارجی را ندارد یعنی مفهوم متصور ما دارای کمیت و کیفیت یا حرکت نخواهد بود.
از خوانندگان ما آنان که به فلسفه آشنا هستند به همین اشاره مختصر به ریشه این اشتباه، خوب متوجه شدند و تار و پود این منطق دینامیک! را که همه جا به منطق قدیم حملهور میشود و آن را جامد (استاتیک) میخواند به دست آوردند و دانستند که ریشه این منطق متحرک فقط یک اشتباه بزرگی است که قرنهاست پنبه آن زده شده است.
راه سوم: تنها طریقه شناختن حقیقی یک شئ عبارت است از اینکه روابط آن