مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩٧ - نکته ٢
قانون تبعیت محیط چسبیدهاند از اثبات ارتباط اجزاء جهان گریزی ندیدهاند. البته این ارتباط، ارتباط وهمی و پنداری نیست بلکه ارتباطی است واقعی و مستقل از ذهن ما و در اثر آن، جهان با اجزاء خود یک واحد خارجی است.
یکدیگرند نه ایجاد کننده یکدیگر.
مثلًا «پدر» مجرا و علت اعدادی «فرزند» است نه ایجاد کننده و علت ایجادی و ایجابی او. پدر تنها علت ایجادی و ایجابی حرکاتی است که از او سر میزند نه علت ایجابی فرزند که نطفه او در وجودش متکوّن و سپس از او افراز میشود. پس فرزند در همه مراحل وجود اگر واقعاً حادث و ممکن و معلول باشد معلول یک حقیقت و واقعیتی است که بر او احاطه دارد و در همه حال با او هست و از وجود او انفکاک نمیپذیرد (هو اللّه الخالق الباری المصوّر) « (*)» و اما آنچه در اصطلاح علوم طبیعی امروز آنها را «علت» مینامند جز یک سلسله شرایط و مقدمات نمیباشند و ما نیز که در تعبیرات خود کلمه «علّیت» را درباره حوادث جهان نسبت به یکدیگر به کار میبریم مقصودمان علیت اعدادی است نه علیت ایجابی، و بهتر این است که درباره آنها بجای کلمه «علت» کلمه «عامل» یا «شرط» یا «مقدّمه» به کار برده شود.
در مقاله علت و معلول در این باره بحث شده است و بعد در متن نیز اشاره خواهد شد.
ب. حکمای الهی از دیر زمانی این اندیشه را ابراز میداشتهاند که تمام جهان شخص واحد است، همه جهان در عین اینکه اعضاء و اجزاء مختلفی دارد یک واحد است و یک صورت و فعلیت طبیعی دارد و همه قوا و اجزایش وابسته و طفیلی آن صورت واحد است همچنانکه انسان با همه اعضاء و اجزاء مختلف یک واحد واقعی است و یک تشخص واقعی دارد. ملاک وحدت و تشخص انسان صورت او یعنی نفس اوست. همه قوا و اجزاء انسان وابسته و طفیلی صورت انسان است و همان صورت است که ملاک تشخص انسان به شمار میرود.
اگر فرض کنیم سلولهایی که در داخل جهان بدن انسان فعالیت میکنند
______________________________
(*) حشر/ ٢٤.